پنجشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۷

  درباره ما

  گالری عکس

بیست ونهم فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی- مبارک باد

 
[ ارسال عکس ]
آرشیو گالری تصاویر  

  ورود به سایت
نام کاربری
رمز عبور


  آمار




  جایگاه و حقوق زنان در جامعه سیاسی از دیدگاه افلاطون به قلم فاطمه قاسمی
[ شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۶ - 05:48:52 ]

جایگاه و حقوق  زنان در جامعه سیاسی از دیدگاه افلاطون 

                           Image result for ‫فاطمه قاسمی استاد دانشگاه آزاد اوز‬‎

فاطمه قاسمی: مدرس دانشگاه آزاد اسلامی اوز

سخن از نقش و جایگاه زنان و برابری حقوقی با مردان در جامعه مسئله تازه که در قرن ما مطرح شده باشد نیست، و به قرن ها قبل برمی گردد زیرا این مسئله در کتاب جمهوریت افلاطون مطرح شده است. نقشی که  فعالین حقوق برابر در دوران حاضر نیز به مناقشه درباره ان ادامه می دهند.

مطابق گزارش ویل دورانت در تاریخ تمدن نگاه فرهنگ یونانی و هلنی نسبت به زنان نگاهی تبعیض گرا، محدود کننده و تا حدودی تحقیر آمیزبوده است.

دختران آتنی در خانه به تحصیل می پرداختند و بیشتر خانه داری و علوم مربوط به آن را فرا می گرفتند. با توجه به این فرهنگ دیدگاه افلاطون به نوعی  انقلاب و  نگرشی جدید به جایگاه زنان ان زمان ایجاد نمود.

Image result for ‫افلاطون و نقش زنان در جامعه‬‎

بنا براین شاید از این جهت برخی از محققان افلاطون را به عنوان اولین طرفدار و یا مدافع حقوق زنان و  اولین نظریه پرداز فمنیسیم قلمداد میکنند .

هرچند فیلسوفان بعد او از جمله شاگردش ارسطو کاملا مخالف اوست و در باب زنان به سنت های متعارف یونانی و هلنی نزدیک تر است. ارسطو در کتاب سیاست زنان را شهروندان درجه دو به حساب میاورد و جایگاهی کمی بهتر از بردگان برایشان در نظر می گیرد ( بردگان از حقوق شهروندی برخوردار نبودند ). جایگاهی که زنان را در همه احوال تابع پدران و شوهران ازاد خود قرار می دهد و اختیاراتشان را در حد خانه داری و رسیدگی به کودکان و شوهرداری و مراقبت از منافع خانواده محدود می کند . این همان نگاهی است که بعدها بر سراسر قرون وسطی سایه انداخت و کتب متکلمان مسیحی و مسلمانان و فیلسوفان مشائی را اکنده از تجزیه تحلیل های تبعیض گرایانه مبتی بر تفاوت طبیعی زن و مرد نمود و به عنوان مبنایی برای تئوری حقوق طبیعی مورد استفاده قرار گرفت .

افلاطون در رساله جمهوریت کتاب پنجم به این مسئله می پردازد که زنان و مردان دارای استعدادهای مشابهی هستند و زنان می توانند همان وظایفی را عهده دار شوند که مردان عهده دار می شوند و از همان حقوقی بهره مند گردند که مردان بهره مند می گردند.

او در کتاب چهارم جمهوری زن و مرد را در تعلیم و تربیت برابر می داند و معتقد است زنان می توانند همپای مردان تا اخرین مدارج تعلیم تربیت را طی کنند و به شرط وجود شایستگی وارد آکادمی شوند به تحصیل فلسفه ایده الیسم مشغول شوند.

وی در همان کتاب در پاسخ به گلاوکن که از او می پرسد که ایا زنان فرهیخته و فیلسوف می توانند به مقام شهریاری برسند به صراحت میگوید روح در زن و مرد یکی است و هر زنی که به چنان درجه شایستگی رسیده باشد باید به شهریاری برسد و اگر مردی فلز وجودش پست باشد و نتواند در تعلیم و تربیت پیشرفت کند باید به حکم طبیعت گردن نهد و در مطبخ به کار شستن ظرف و رفت و روب خانه مشغول شود.

او حتی زنان را به ورزش و شرکت در مسابقات توصیه می کند و انرا برای سلامتی و تندرستی و تناسب اندام و طراوت روح و نشاط فکر لازم می داند و تاکید می کند حتی اگر زنی استعداد داشته باشد می تواند فنون رزم و جنگاوری بیاموزد و در نقشی که طبیعت و تربیت برای او معین کرده است به مدینه خدمت کند .

و به طور خلاصه افلاطون نقش و جایگاه زن در جامعه سیاسی را چنین برمیشمارد :

 

1. زن از نظر افلاطون، انسانی است که مانند مرد، تواناییهای جسمانی و داده های طبیعی دارد، گرچه برخی تفاوتهای طبیعی میان آن دو هست. این تفاوتها به منظور حفظ نوع انسانی و بنیان حیاتی انسانی و سعادتمندانه و آگاهانه ایجاد شده است.

 

2. ایمان افلاطون به برابری حقوق مرد و زن، به ویژه حق آموزش و انجام وظایف عمومی و مشارکت مثبت و سازنده در ساخت جامعه ای مثالی و نمونه، پایدار مانده است.

 

3. اگر نظریات افلاطون را با ملاکهای زمان خودش یا اکنون مقایسه کنیم، تغییر اساسی نداشته است. وی در هر دو رساله تأکید دارد: زن نیمی از اجتماع است و اگر به وی امکان مشارکت سازنده در زندگی را به شکلهای ممکن ندهیم، جامعه، نیمی از توان و فعالیتش را از دست می دهد. از این رو در نظر افلاطون، زن یکی از عوامل پیشرفت است و می بایست به وی فرصت آموزش و انجام فعالیتها و وظایف عمومی را داد و نقش زن را محدود به حاملگی و زایمان و تربیت فرزندان نکرد.

 

4. مقصود افلاطون از سخنانی که در باره زن گفته، فقط زن نبوده است. به عبارت دیگر: وی نخواسته است جامعه را از به حاشیه راندن زن باز دارد یا زن را از بردگی مرد برهاند، بلکه به چگونکی استفاده از زن در بنیان سیاسی و اجتماعی دولت، تا آنجا که ممکن است، اهتمام دارد. وی به رغم ناخشنودی از عواطف زنانه و گرایشها و انحرافاتی که پیامد آن است، تلاش داشت ثابت کند: اگر زن مصمم و با اراده باشد و دولت، به وی جرأت دهد و راهنمایی اش کند، می تواند بیشترین همتش را صرف خدمت فعالانه به اجتماع کند.


 Image result for ‫افلاطون‬‎

افلاطون در جمهوریت و قوانین تلاش دارد ساختاری نمونه برای به کارگیری تواناییهای زن در خدمت به جامعه بیابد و وی را از صورت سنتی دور کند، زیرا به گونه سنتی، زن مجبور خواهد بود پیوسته به ارضای شهواتش پرداخته، به دنبال عواطف زنانه اش باشد.

5. گرچه در ارمانشهر گونه ای سوسیالیسم اقتصادی رواج دارد و مالکیت شخصی تقبیح و محدود میشود اما برای زنان حقوق اقتصادی و اجتماعی و مزایای برابر با مردان قایل است .


Image result for ‫نقش و جایگاه زن در جامعه سیاسی‬‎

اما دو نکته در گفته افلاطون هست: یکی اینکه اعتراف می کند که زنان از مردان چه در نیروهای جسمی، چه در نیروهای روحی و دماغی ناتوان ترند، یعنی تفاوت زن و مرد را از نظر "کمی" اعتراف دارد هر چند مخالف تفاوت کیفی آنها از لحاظ استعدادها است.

افلاطون معتقد است استعدادهایی که در مردان و زنان وجود دارد مثل یکدیگر است. چیزی که هست زنان در هر رشته ای از رشته ها از مردان ناتوان ترند و این جهت سبب نمی شود که هر یک از زن و مرد به کاری غیر از کار دیگری اختصاص داشته باشند.


Image result for ‫نقش و جایگاه زن در جامعه سیاسی‬‎

افلاطون روی همین جهت که زن را از مرد ضعیف تر می داند، خدا را شکر می کند که مرد آفریده شده نه زن. می گوید: "خدا را شکر می کنم که یونانی زائیده شدم نه غیر یونانی، آزاد به دنیا آمدم نه برده، مرد آفریده شدم نه زن".

دیگر اینکه افلاطون آنچه در موضوع بهبود نسل، پرورش متساوی استعدادهای زن و مرد، اشتراکیت زن و فرزند و غیره گفته همه مربوط است به طبقه حاکمه، یعنی فیلسوفان حاکم و حاکمان فیلسوف که وی آنها را منحصرا شایسته حکومت می داند.

چنانکه می دانیم افلاطون در روش سیاسی مخالف دموکراسی و طرفدار اریستوکراسی است. آنچه افلاطون در زمینه های بالا گفته مربوط است به طبقه آریستو کرات، و در غیر طبقه اریستوکرات طور دیگری نظر می دهد.

پی نوشتها:

الجمهوریة، فؤاد زکریا، ص126 ـ 140 -299

 [تاریخ تمدن]، ویل دورانت، قسمت دوم مجلد دوم (حیات یونان)، ص118 ـ 119

افلاطون و زنان، ص26

تاریخ العلم، جرج سارتن، ج3، ص36 ـ 37

اوجست دییس، افلاطون، ترجمه عربی: محمد اسماعیل، ص 108 


منبع : فصل نامه باپیام دانش اوز

 
   
نظرهای شما :  
اوزی [21/11/1396] : پیشنهاد. داده. میشود. مطالب. مربوط به. زنان. وحقوق اجتماعی. انان که. در کتب. ومتون. نوشته. شده. است. را باید. برای اینکه. بیشتر. مورد. استفاده. مردم. قرار گیرد با ید. بتوانیم. با موضوعات. روز. جامعه زنان. مطرح. نماییم. وگرنه. نوشتن. ارایه. پارا گراف. ویا. گوشه ای. از یک. نوشته قدیمی. چندان. مطلب. را روشن نمی. نماید
 
همشهری [21/11/1396] : درخواست ها. ومطالبات. امروز. زنان درایران بسیار متنوع است که باید از نگاه. جامعه. شناسان. وحقوق دانان. امروز. ومعاصر به ان. پرداخته. شوند نظرات. افرادی. مانند. افلاطون. ودیگر. فلاسفه. که. هزاران. سال پیش. زندگی. میکرده اند. تنها برای. کسانیکه دنبال. مطالعه. پایه ای. برای. تحصیل واموزش. هستند. لازم. است.
 
دانشجو[21/11/1396] : معمولا. بعد از مطالعه. چندین. کتاب. ومقاله. در باره. حقوق. زنان. باید. انرا. باهم. جمع بندی. کرد.وبا توجه. به. شرایط. امروز. زنان انرا به. صورت. ساده. وقابل فهم برای. عموم. منتشر. کرد تابیشتر. مورد. استفاده. فرار. گیرد. با تشکر
 
خواننده[21/11/1396] : مطالب نظری لازمه اما باید با شرایط روز تطبیق داد. در حال حاضر در اوز شرایط خوبی برای بروز توانایی زنان به ویژه در شورای شهر به وجود آمده اما متاسفانه با رفتاری که مبتنی برخودشیفتگی می شود باعث شده توانمندی زنان بیش از پیش زیر سوال برود و به شهر نیز لطمه وارد شود.
 
دانشجو [21/11/1396] : استاد محترم خانم قاسمی افلاطون قرنها پیش چنین نظری داده اند وفلاسفه دیگر با نظر ایشان موافق نبودند والان درقرن جدید هم موافق نیستند درهمین آمریکا ظاهرآ مهد دموکراسی اجازه ندادند زنی برای بار اول رییس جمهور آمریکا شود حتی خود افلاطون هم وقتی به تفاوت جنسیتی رسیده خدا راشکر کرده که مرد خلق شده پس خود افلاطون هم چندان نظر مثبت زنان نداشتند با اینحال من بعنوان یکزن معتقدم باید حقمان دراداره اموراجتماعی ومدیریت ها بگیریم
 
دانیالی[21/11/1396] : تیتر جالبی از افلاطون در مقام والای معلم انتخاب کرده اید تشکر
 
منتقد[21/11/1396] : مطلب جالبی بود ولی حیف که برخی اقایان در اوز خود را مدافع حقوق زنان میدانند اما برای کوبیدن خانمهای فعال و مستقل از هیج تلاشی فروگذار نیستند
 
نوشاده نوشادی[21/11/1396] : تشکر از خانم قاسمی به خاطر انتخاب موضوع مطرح روز که ریشه در تاریخ دارد . باز گویی دید گاه ها بسیار جالب و خواندنی بود. ممنون
 
صفورا [22/11/1396] : امیدوارم زنان آوزندانی که روز بروز توانایی مدیریتی خودرا بیشتر وبیشتر نشان میدهند درا انتخابات شواری شهر آینده حضور بیشتری داشته باشند تا اکثریت اعضای شورا دردست زنان باشد وشهردار هم از بین زنان انتخاب شود
 
همشهري --[22/11/1396] : با تشكر از سركار خانم قاسمي در شرايط كنوني ايران و وضعيت اشتغال و بيكاري جمعيت كثيري از بانوان تحصيلكرده كشور و بخصوص خانمهاي شهراوز، معتقد هستم مطالب روز و كاربردي كه تاثير در زندگي روزمره افراد داشته باشد براي خوانندگان تهيه و ارائه شود. خدا رحمتش كنه افلاطون . اگر ايشان در شرايط كنوني زنده بود و ميخواست نظريه اي بدهد مطمن باشيد كه مغزش هنگ ميكرد
 
بانو[23/11/1396] : امیدوارم زنان اوز با دل و جرئت بیشتربه کارزار شهر وارد بشوند و زنانی که دردانشگاه آزاد کار میکنند برای دور آینده شورای شهر اوز خودرا آماده کنند وخودشان را کاندید کنند
 
اهورا [23/11/1396] : من با صفورا هم نظر هستم ولی آقایانی که مدعی دفاع از بانوان هستند به هیچ عنوان با حضور بانوان مستقل در شورا و شهرداری موافق نیستند این افراد فقط درصدد تخریب بانوان مستقل هستند
 
فاطمه [23/11/1396] : بد نبود فاطمه قاسمی درچند سطر نظر خودش از وضعیت زنهادراوز مینوشت نوشتن از افکارافلاطون چیز تازه ای به خوانندگان نمیدهد
 
نام: