جمعه ۱ تير ۱۳۹۷

  درباره ما

  گالری عکس

سالگرد ارتحال بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(قدس سره اله)و قیام پانزده خرداد تسلیت باد

 
[ ارسال عکس ]
آرشیو گالری تصاویر  

  ورود به سایت
نام کاربری
رمز عبور


  آمار




  آينده براي خودت کسي مي شوي به قلم عبدالله وحدانی
[ دوشنبه ۲۷ فروردين ۱۳۹۷ - 05:10:50 ]

آينده براي خودت کسي مي شوي

 

عبدالله وحداني: فعال ادبي

در نيم قرن اخير که اهميت و علم و دانش در کشور ما چندين برابر شده است مردم هرچه بيشتر به سوي دانش و دانشگاه روي آورده اند تا آن جا که هر خانواده ايراني آرزوي خود مي داند که فرزندش در رشته اي پر اهميت مانند «پزشکي و يا مهندسي» آن هم در دانشگاه هاي معروف و معتبر کشور پذيرفته شود. نياز به توضيح نيست که مثلأ امروز دانشگاه هاي صنعتي کشور تا چه اندازه داراي نام و نشان هستند و در بين مردم زبانزدند. زندگي امروز چيزي جداي از تفکرات و ايده هاي انسان ها نيست و اين مردم باور کرده اند که موفقيت در دنياي امروز علي الخصوص در کشور ما مساوي با « دکتر و يا مهندس» شدن است.

حال بايد ببينيم که اين طرز تفکر از کجا و چگونه شکل گرفته است ؟

روزگاري مردم سعادت و نيک بختي را در عاقبت به خيري در دنيا و آخرت مي دانستند اما امروز همان سعادت و نيک بختي را در ماديات جست و جو مي کنند و چون مسايل مادي در زندگي روزمره نقش اول داستان ماست پرداختن و قدرت دادن به آن سرنوشت زندگي ما را تعيين مي کند.

اينجاست که تمام نيروهاي دروني براي کمک به اين شخصيت آماده مي شوند تا قهرمان داستان زندگي ما به پيروزي برسد و الحق که همين گونه هم شده است. از سوي ديگر، پزشک و مهندس در جامعه کنوني ما داراي رفاه نسبي هستند لذا غالب مردم پزشکي و مهندسي را برابر ثروتمند شدن مي دانند و چون کسي که داراي قدرت مالي مي باشد در جامعه فعلي ما خوشبخت است مردم در تلاش اند تا فرزاندان شان بدان روي آورند. در اينجا بايستي به اين نکته اشاره کرد که مطالب فوق به منزله نفي ماديات نيست زيرا واقعأ نقش آن را در زندگي نمي توان ناديده گرفت اما اين که با آمدن آن در زندگي همه ارزش هاي ديگر به کلي ناديده گرفته شود امري ناپسند است کما اين که روزانه شاهد آن هستيم.

از نگاهي ديگر معادل سازي يک حرفه و شغل را با تجارت و کسب و کار که سبب نابودي اخلاقيات و ارزش ها در همان رسته مي شود نيز مردود مي دانيم. اين اشتباه در تعيين مسير براي آيندگان از نيم قرن قبل بر اساس برگرفتگي از الگوهاي غرب صورت گرفت اما اين برگرفتگي فقط در برخي از حوزه ها شکل گرفت و از ابعاد ديگر و مسيرهاي بعدي غافل مانديم.

چرا که مثلأ غربي ها خيلي زود متوجه شدند که ايجاد دانشکده هاي پزشکي و مهندسي بدون راهنمايي و رهبري علوم انساني به نتيجه مطلوبي نخواهد رسيد.

آن ها دريافتند که طي يک دهه جامعه را از انواع متخصصان پر کرده اند اما بسياري از ارزش ها را همزمان فراموش نموده اند. لذا بسيار زود در کنار رشته هاي فوق، علوم انساني را برجسته نمودند

و اين بدان معنا بود که آنان «تخصص» را همراه «تعهد» مي خواستندچيزي که يکي بدون آن ديگري مثمر ثمر نخواهد بود

يا بهتر است به صراحت بگوييم که گاهي حتي فجايع زيادي را در پي خواهد داشت و اين همان نکته اي است که از ديد ما پنهان شد و نتيجه آن شد که ما طي چند دهه انواع متخصص ها را به جامعه تحويل داديم ولي «انسان» نساختيم لازم نيست زياد کلان نگر باشيم چون در شهر خودمان هم نمونه هايي از اين دست مي توان يافت که ترکيب افکار مختلف در شهر سبب ناهماهنگي بين اقشار جامعه شده است.

عدم تحمل افکار ديگري، چنان مائي و منيتي را در ما به وجود آورده که کارها معطل مانده است.

نبايستي گمان برد که تضارب آرا و افکار سبب واپس ماندگي ما از گردونه پيشرفت مي شود. پرداختن و توجه فرد به خود و تأکيد و پافشاري بر القاء افکار خود به ديگران نتيجه از دست دادن علوم انساني است.

از همين لحظه به بعد ما به يک ديد دقيق تر و موشکافانه تر مي توانيم در شهر خودمان روز به روز شاهد تنگ نظري و عدم تحمل ديگري و تلقين يک طرز فکر در محدوده خاص باشيم.

تا بدانجا که نفي ديگري به هر قيمتي را خواستاريم حتي اگر منجر به حذف وي از صحنه فعاليت هاي اجتماعي شود.

با چنين ديدگاهي ديگر يک جامعه با فضايي بسته خواهيم داشت که از آزادي بيان و نيز پويايي و شکوفايي خبري نيست.

سلب مسووليت از خود به بهانه وجود تفکر غالب ديگر، سنگ اندازي يک عده، از اشعار رايجي است که امروزه زياد به گوش مي رسد و اين بدترين معضلي است که دامن گير شهر ما شده است. نسبت دادن مشکلات به رقيب و کند شدن موتور پيشرفت فيزيکي و عدم استفاده از پتانسيل هاي موجود در شهر همچنين، عدم تغيير و تحول بنيادي، بزرگترين ضربه بر پيکر شهر ما خواهد بود هم آن هايي که شعار تغيير و تحول سر مي دهند ابتدا بايستي اين تغيير و تحول را در خود بوجود بياورند.

به لحاظ ذهني آمادگي پذيرش هر گونه انتقاد را در خود تقويت کنند و توان تحمل در خود و پذيرش ديگران را بالا ببرند.

سپس سکاندار مسووليت هاي کليدي شهر شوند. در شهري که مردمش ادعاي فرهنگي بودن و تحصيل کردگي را يدک مي کشند ولي در عمل در جزئي ترين مسايل هيچ گونه همکاري و تعامل با يکديگر ندارند نقش علوم انساني بيش از پيش نمود پيدا مي کند.

شهر ما از ديرباز بحمدالله مملو از تحصيل کرده ها و متخصصان رشته هاي مختلف بوده و هست ولي عملأ در کسب موفقيت هاي شهري و ايجاد روحيه شورايي عملکرد چندان مناسبي نداشته است.

هر سال نسبت به قبل، امورات اجرايي شهر را به کساني که داراي مدارک بالا هستند مي سپاريم اما همانند مدارک تحصيلي بالايي که کسب نموده ايم هرگز به همان ميزان روحيه دگرپذيري و ارزشهاي اخلاقي بالا را کسب ننموده ايم و اگر بدين منوال باشد چه بسا آينده بدتر از اين هم انتظارمان را خواهد کشيد.

حدود دو دهه است که خود نويسنده بياد دارد که شهروندان


 Image result for ‫بخشداری اوز‬‎

از عدم ارتقاء، عدم خدمات شهري، عدم امکانات تفريحي و ورزشي، عدم خدمات بهداشتي، گلايه مندند

و اگر چه تغييرات اندکي در برخي حوزه ها صورت گرفته است ولي در کل همان مشکلات به قوت خود پابرجاست و شهر به اهداف فوق دست نيافته است و اين از تنگ نظري و خودرايي ما ناشي مي شود که فرصتي براي ديدن ديگران و تحمل افکار مقابل خود را نداريم و يا هم نمي خواهيم داشته باشيم.

در پايان بايد گفت که ما از اهداف متعالي و ارزش هاي اخلاقي بسيار فاصله گرفته ايم و نتيجه اش عدم تعهد در برابر شهر و شهروندان است ولي هرگز يادمان نرود که

«ما براي خود کسي شده ايم

منبع: فصل نامه«با پیام دانش اوز

 
   
نظرهای شما :  
اوزی[27/1/1397] : منظور ومقصد این مطلب دفاع از علوم انسانی وگلایه مندی. از اختلافات. درون شورای شهر است که درست می باشد. ولی می توان. ساذه تر وروشن تر. وکوتاه تر بنویسید ومیشد. راه کار هم. ارایه نمایید که. تنها. گله مندی. نباشد
 
همشهری[27/1/1397] : از نویسنده محترم می خواهیم مقاله ای راجع به همدلی. واتحاد وهمبستگی در اوز بنویسند وحرکتی رااغاز نمایند تابین همه اوزیهای داخل وخارج اتحادی بوجود اید که با ان بتوان. بزرگترین مطالبه مردم اوز که همانا ارتقای اوز به شهرستان است پیگیری وبه سرانجام برسد وگرنه بزرگ نمایی ونشان. دادن جنبه های منفی یک شهر. وجامعه کاری. ساده است شما به عنوان یک نفر جوان ونیروی حاضر در اوز باید. رسالت خودت را انجام دهید وبا ایجاد جوی مثبت وبا نشاط بر ناامیدی ویاس. اجتماعی. غلبه نمایید مقالات ونوشته ها باید امید وشور. دربین یک شهر. ایجاد. کند وگرنه.......
 
اوزی[27/1/1397] : جالبه... اما کاش نویسنده مطلب در دوره های اول،دوم و سوم شورا هم چنین انتقاداتی رو به شورا داشتن
 
دانشجو[27/1/1397] : ما در اوز منتقد زیاد. داریم. واصولا کسانیکه درخارج گود باشند واز بیرون ایستاده وقضاوت کنند زیادداریم ما به افرادی که استین بالا بزنند وهمکاری. وهمفکری کنند. وسبب وحدت شوند نیاز. داریم
 
ابراهیم[27/1/1397] : عکس ساختمان بخشداری بسیار حساب شده در مقاله قرار داده شده اگر بینندگان سایت به تاریخ تاسیس بخشداری توجه کنند(1328)یعنی تا حالا 70 سال که ما بخشیم و این تاییدی برمطلب نویسنده است
 
ای اهالی. شورا[28/1/1397] : ترا به خدا حیف نیست که برای ۴ سال خدمت در شورای شهر. این همه اختلاف. ودودستگی. داشته. باشید به خدا. در یک. چشم. به هم. زدن. دوره. شما. تمام. میشود. وپشیمانی. وخجالت ان. در پیشگاه. مردم. برای شما. می ماند. به خاطر این مردم خوب. متحد. شوید. وبرای. ارتقا. هم. قسم شوید. همیشه. دوران. خدمت. وجود. ندارد
 
خدیجه[28/1/1397] : از اینکه اوزیها با همدیگر نمیسازیم وهمدیگر را قبول نداریم یا چشم دیدن کار مثبت دیگری را نداریم ووحدانی که اینرانوشته اند درست نوسشتند ولی من به مدیریت سایت وجله دانشگاه پیشنهاد میکنم از چاپ چنین مطالبی که با عث جدایی وحسادت بیشتر میشود پرهیز کنند
 
دانشجو[28/1/1397] : ادم وقتی. تابلو بخشداری اوز. وسال. تاسیس ان. می بیند. یاد ظلم. وبی توجهی وبی عدالتی. می افتد که. دامن گیر. ایبن مردم خوب. وصبور. شده است ۷۰. سال بخشداری نشان از درجا. زدن بخش. اوز. است
 
محمدرسول [28/1/1397] : در جواب خدیجه منظورتان اینه که هر نابسامانی واختلاف و سنگ اندازیها را ببینیم ودم نزنیم
 
همشهري ..[28/1/1397] : من واقعا تعجب ميكنم كه اين همه شب و روز عده اي نشسته اند كه اسم فلان عضو شوراي شهر مورد نظر خودرا بيشتر مطرح كنند و عده اي ديگر اسامي بعضي ديگر مطرح نمايند. انتخابات شوراها ديگر تمام شده و بايد مردم به راي اكثريت مردم اوز احترام بگذارند و چشم خورا ببندد تا ببينند بعد از چهار سال مردم در انتخابات بعدي نظر خودرا مجددا نسبت به افراد اعلام نمايند.. بقولي هميشه گفته اند عطر آن است كه خود ببويد نه اينكه عطار بگويد مردم چشم و گوش دارند خودشان بهتر تشخيص ميدهند و نياز به تبليغات صوري و غير واقعي ندارند. رسانهاي مجازي اوز هم براي همدلي و آگاهي بخشي به مردم در جهت وحدت و همدلي و دوري از كينه و نفرت در خدمت مردم اوز باشند نه در جهت ايجاد نفرت و بدگويئ . در شوراي شهر تقسيم وظايف صورت گرفته است و هركس وظيفه خاص خودرا دارد. اگر در مراسم سيزده بدر يا ساير مراسمها دو نفر از 5 نفر در ديد مردم قرار گرفتند بمعني اين نيست كه ديگران فعاليتي ندراند و قرار نيست هميشه هر 5 نفر در صحرا و پاكسازي مراسمها ديده شوند .براي اولين باردر طول 5 دوره شوراي شهر است كه شهر دار محترم با همكاري و همفكري كليه اعضاي شوراي شهر اقدام به اعلام اسامي پروژه هاي 25 گانه براي سال 97 نموده اند كه در طول پنج دوره اولين ثمره تجربه افراد به بار مينشيند و لازم است همشهريان عزيز و مسولين ساير ارگانها . نهادها و بخصوص خيرين همكاري نمايند و قدر اين اقدام بسيار مثبت و خوب را بدانند تا نسبت به اجراي آنها اقدام شود و سرمشقي براي دوره هاي آتي شوراي شهر و شهرداران آينده گردد. تعجب ميكنم كه در بعضي كامنتها به تاريخ تاسيس بخشداري در سال 1328 اشاره مينمايند كه تاكنون اوز در سطح شهر باقي مانده است . اين ربطي به اعضاي شوراي شهر ندارد شوراي شهر اكنون دوره پنجم خودش را آغاز كرده يعني اكنون حدود 17 سال از عمر شوراها ميگذرد و لي تاسيس بخشداري مربوط به حدود 70 سال قبل ميباشد يعني اين اعضاي شوراي شهر در آن تاريج متولد هم نشده بودند و نقشي در عدم ارتقاي اوز نداشته اند چرا بعضي ها فقط نفرت پراكني ميكنند. مشكل ارتقاي اوز خارج ار تصيم مسولان محلي و خارج از اراده اعضاي شوراي شهر ميباشد ارتقاي اوز يك تصميم سياسي در سطح منطقه، استان و حتي در سطح سياستهاي كلان كشور براي اوز و ساير مناطق مشابه اوز مي باشد و الان هم از نظر بودجه ديگه كفگير به ته ديگ خورده مگر اينكه اتفاق خاصي بيفتد تا ارتقاي اوز صورت گيرد . در بعضي منطقه لارستان و لامرد و ... ديده شده كه از نظر جغرافيائي و جمعيتي و ساير مسائل از اوز عقب مانده تر بوده اند اما بيش از ده سال است كه آنها به شهر تبديل شده و ارتقا يافته اند و صاحب امكانات بسيار زياد شده اند. مردم اوز نبايد بنشينند و زانوي غم در بغل بكيرند و تماشا كنند كه كي اوز ارتقا خواهد يافت اگر اين ملك است اين روزگاه است وضع بر همين منوال خواهد ماند تا بينيم خدا چه خواهد. البته نبايد مايوس و دلسرد شد بايد پيگيري مستمر صورت گيرد. مردم همانگونه كه صدها سال يا بيشتر شرايط سخت و بي مهري مسولين منطقه و استان را تحمل كرده اند بايد خودشان براي خودشان زندگي درست و خوب را بسازند و شرايط خوب براي خودشان ايجاد نمايند.
 
پیمان[29/1/1397] : مطالب عالی و بدون تعصب خاصی نوشته شده و واقعیت هم همین است .جالب اینکه همه مشکلات را فهمیده و به آن آگاه هستند و هشدار می داند ولی معلوم نیست برای ایجاد وحدت اعضای شورا اقدامی شده یا نه؟ اگر اقدام شده لطفا کسانیکه آگاهی دارند اطلاع رسانی کنند .واقعا همه اعضای شورا نسبت به خواسته های مردم بیخیال شده اند و این برای شهر اوز خوب نیست.
 
نام: