: پشت پرده رفاه (تحلیل تحولات اقتصادی و معیشتی
رامین میرحاصلی*: وقتی از رفاه مینویسم، همیشه برایم سخت است که بدانم این مطالب را برای چه کسی بنویسم و چه کسی قرار است آن را بخواند. واقعیت این است که اغلب کسانی که نیاز به تغییر و بهبود شرایط اقتصادی دارند، نه وقت خواندن این مقالهها را دارند، نه دسترسی به اطلاعاتی که وضعیت واقعی آنها را نشان دهد. کسانی که در رنج و سختی زندگی میکنند، درگیر مشکلات روزمرهای هستند که ذهن و انرژی آنها را کاملاً به خود مشغول کرده است.
دلم میسوزد برای مردمی که هر روز چشم به راه تغییراتی در وضعیت معیشتی خود هستند، اما بیخبر از این که شرایط به مراتب بدتر از آنچه که تصور میکنند شده است. آنها نمیدانند که در این چند سال چه مشکلات و چالشهایی به زندگیشان افزوده شده و چقدر از رفاه و امکاناتی که وعده داده شده، فاصله گرفتهاند. در این میان، این سوال پیش میآید که چگونه میتوان صدای این مردم را به گوش کسانی رساند که مسئول رفع این مشکلات هستند و چقدر کم شنونده بودند و خیلی وقت ها چشم های بسته داشتن و مردم و در خیابان ندیدن
امید به تغییرات رفاهی
در دنیای امروز، مفاهیم اقتصادی نه تنها باید دقیق و علمی باشند، بلکه باید با احترام به کرامت انسانی و شأن فردی مردم بیان شوند. اما در ایران، واژههایی که برای توضیح شرایط معیشتی مردم به کار میروند، اغلب بویی از تحقیر و فرودستی به مشام میرسانند. عباراتی چون سبد کالا، یارانه ، خانوار ، دهک ، کالا برگ ، وارداتی ، گوشت منجمد ، مرغ منجمد و تخم مرغ دولتی ، همه یادآور شرایطی هستند که گویا دولت نمیخواهد، یا نمیتواند، رفاه و آزادی معیشتی را برای مردم تأمین کند.
تحقیر و فرودستی در واژگان
این کلمات بیشتر از آنکه انعکاسدهنده مشکلات اقتصادی باشند، گویی تحقیرآمیزند. وقتی از ( سبد کالا ) حرف میزنیم، تصویری از یک بسته محدود و کوچک به ذهن میآید که بهجای تأمین نیازهای اساسی یک خانواده، آن را به یک نوع بخشش با مقدار محدود نشان میدهد. واژه (((( یارانه)))) نیز در دنیای سیاستهای اقتصادی معمولاً معادل اعطای چیزی است که مردم به آن حق دارند، اما با این حال تحت عنوان (( کمک )) به آنها داده میشود. وقتی از خانوار یا دهک صحبت میکنیم، یادآور طبقهبندیهای اجتماعی است که انسانها را به اعداد و گروهها تبدیل میکند و این، خود نوعی بیاحترامی به فردیت و کرامت انسانی است.
در کشورهای پیشرفته، این نوع تقسیمبندیها بسیار کمرنگتر است. برای مثال، در اروپا یا حتی در روسیه، سیاستهای اقتصادی طوری طراحی میشوند که به جای برچسب زدن به مردم و تقسیم آنها به (( دهکها )) و ((خانوارها)) به بهبود کلی رفاه اجتماعی و اقتصادی جامعه توجه میشود. در کشورهای اروپایی مانند فرانسه، آلمان و سوئد، رفاه مردم به گونهای است که نیازی به استفاده از واژگانی همچون (( کالا برگ )) یا گوشت منجمد نیست، زیرا سیاستهای اقتصادی به گونهای طراحی شده که در ابتدا نیازهای اساسی مردم تأمین میشود
چرا عملکرد مسئولین اقتصادی نارضایتی مردم را افزایش میدهد؟
مردم ایران در شرایطی زندگی میکنند که همواره با مشکلات معیشتی مواجه هستند. این مشکلات هر روز در زندگیشان بیشتر از دیروز میشود و بهوضوح در آمارهای اقتصادی، سطح تورم و کاهش قدرت خرید قابل مشاهده است. اما در عین حال، سوالات مهمی پیش میآید که در پاسخ به آنها باید نگاهی دقیقتر به عملکرد مسئولین اقتصادی کشور داشت.
وزیر رفاه، واقعاً چه کار میکند؟
یکی از سوالات اساسی این است که وزیر رفاه، که مسئول مستقیم برنامهریزیها و سیاستهای رفاهی کشور است، در این بحرانهای اقتصادی و معیشتی چه نقشی دارد؟ وزارت رفاه، طبق شرح وظایف خود، موظف است که به تامین نیازهای اساسی مردم، به خصوص اقشار آسیبپذیر، بپردازد. در واقع، این وزارتخانه باید بهطور مستمر وضعیت رفاهی مردم را رصد کرده و برنامهریزیهایی برای بهبود آن ارائه دهد.
با این حال، در عمل و در طی سالهای اخیر، وزارت رفاه عملاً به جایی تبدیل شده است که همواره از کمبود منابع مالی و ناتوانی در ارائه خدمات مناسب به مردم سخن میگوید، اما هیچگاه برنامهای شفاف و مؤثر برای بهبود شرایط معیشتی اقشار مختلف ارائه نکرده است. اکثر اقداماتی که این وزارتخانه انجام داده است، بیشتر شامل توزیع بستههای معیشتی محدود، یارانههای نقدی و برنامههای کوتاهمدت است که تاثیری بلندمدت بر وضعیت مردم ندارد. این نشاندهندهی نبود برنامهریزی اصولی و عزم جدی برای حل بحران معیشتی است.
[۰۳:۴۲, ۱/۶/۲۰۲۶] رامین میرحاصلی: با وجود آنکه بارها از بازسازی اقتصادی و حمایت از تولید داخلی سخن گفته شده، اقدام عملی جدی که مردم به وضوح در زندگی خود احساس کنند، به چشم نمیآید. این پرسش همچنان بیپاسخ مانده است که چرا علیرغم وجود چنین معاونتی، سیاستهای اقتصادی کشور همچنان با نوسانات شدید مواجه است و مردم در تنگنای اقتصادی بهسر میبرند.
واقعا سوالی ذهن من و درگیر کرده ، تیم اقتصادی دکتر پزشکیان، کجاست؟
اما این سوال جدی مطرح است که تیم اقتصادی ایشان در شرایط بحرانی امروز کجاست و چه راهکارهایی برای بهبود وضعیت معیشتی مردم ارائه کردهاند؟ تا به حال، هیچ نشانهای از همکاری کارآمد و جدی این تیم با دیگر ارکان اقتصادی کشور دیده نمیشود.
همچنین، در حالی که مسئولین کشور همیشه از اهمیت “اصلاح ساختار اقتصادی” سخن میگویند، هیچگاه برنامهریزی دقیق و منسجمی برای این اصلاحات ارائه نمیشود. بسیاری از مردم به درستی از خود میپرسند که آیا واقعاً این اصلاحات در نظر گرفته شده یا فقط در کلام باقی میمانند؟ چرا که مردم در عمل شاهد تغییرات ملموسی در وضعیت اقتصادی خود نیستند.
چرا این حرفها را به مردم میزنید؟
حرفهای مسئولین و وعدههای دولت در شرایطی که مردم با چالشهای روزمره خود دست و پنجه نرم میکنند، به نظر میرسد که نه تنها هیچ کمکی به حل مشکلات نمیکند، بلکه بیشتر باعث بیاعتمادی و نارضایتی عمومی میشود. چرا که این وعدهها در عمل به حقیقت نمیپیوندند. در عوض، مردم از دولت انتظار دارند که به جای تکرار جملات کلی و گنگ، اقدامات ملموس و قابل سنجشی برای بهبود معیشت خود ببینند.
چگونه میتوان به دولتی که در شرایط کنونی، همچنان از برنامههای ناکام گذشته صحبت میکند و هیچ نوآوری جدیدی در حل مشکلات اقتصادی ارائه نمیدهد، اعتماد کرد؟ مردم میخواهند ببینند که در عمل دولت چه اقداماتی برای حل مشکلات معیشتی و اقتصادی آنها انجام میدهد. آنها به شدت از دولت میخواهند که در بخشهایی همچون کاهش تورم، تأمین کالاهای اساسی، ایجاد فرصتهای شغلی و کاهش فاصله طبقاتی وارد عمل شود،
در نهایت، برای برونرفت از وضعیت اقتصادی و معیشتی دشوار، نیاز به تغییرات بنیادین و برنامهریزیهای صحیح داریم. همانطور که کشورهای موفق دنیا نظیر آلمان، سوئد و کانادا با تمرکز بر آموزش، بهداشت و تقویت تولید داخلی توانستهاند رفاه را به شهروندان خود ارائه دهند، ایران نیز باید سیاستهای اقتصادی خود را بهگونهای اصلاح کند که در آن اولویت با بهبود کیفیت زندگی مردم باشد، نه صرفاً توزیع یارانهها و کمکهای مقطعی. تنها با برنامهریزی صحیح و اجرای سیاستهای اقتصادی جامع و پایدار میتوان به رفاه واقعی رسید و از این بحرانهای پیوسته عبور کرد. مسئولین اقتصادی باید از کلمات و وعدههای توخالی عبور کنند و به عمل و تغییرات ملموس دست بزنند تا مردم بتوانند به آیندهای روشنتر امیدوار باشند.
*: کارشناش ارشد مدیریت پروژه، دانش آموخته ومدرس دانشگاه آزاد اسلامی مرکز اوز
لینک کوتاه:
دیدگاه بگذارید