در وصف مردی که سکونت در اوز و خدمت به مردم منطقه به خروج از زادگاه ترجیح داد
زنده یاد محمد محمودی
عبدالجبار خضری*: بزرگ مردی که سراسر عمر خود را صرف امور اجتماعی – بهداشت و تندرستی مردم منطقه نمود که آن روزها درک درستی از اقدامات و نتایج آن نداشتند.

او که در یک جامعهی سنتی چشم به جهان گشوده بود نسبت به نوجوانان همسن و سالانش که برای اشتغال به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس میرفتند، از موقعیت بهتری در راه کسب و کار برخوردار میشد، مانند پدر بزرگوارش سکونت در زادگاه و خدمت به مردم منطقه را ترجیح داد، تا به گفتهی شاعر پر آوازهی کشورمان با دستاری پُر به ابدیت بپیوندد. لذا راهی تهران شد؛ نخستین دانشآموختهی خدمات بهداشتی مؤسسهی گرمسار که طی دو سال در «پلشت» ورامین دورهی تحصیلی را گذراند و به زادگاه خویش بازگشت تا منشاء خدماتی کمنظیر باشد که تا آن روز سابقه نداشت.
در نخستین گام به کلرزنی آبانبارها پرداخت تا بیماری تلخ و رنجآور «پیوک» که من هم به آن مبتلا شدهام و سایر بیماریهای ناشی از آب آشامیدنی آلوده را از ریشه برکند و نشاط و تندرستی به مردم بازگرداند.
آنگاه به جمعیت شیر و خورشید پیوست تا در حوادث ناگوار به کمک آسیبدیدگان بپردازد. از جملهی آنها گاز گرفتن تعدادی از همشهریان توسط گرگ هار و رساندن آنان به تهران برای جلوگیری از هاری بود، که در آن زمان سرم ضد هاری بجز در تهران وجود نداشت. کمکرسانی به زلزلهزدگان لار و سپس قیر و کارزین که خرابیهای بسیار در پی داشت و برای هر کدام به مدت یک ماه و با هزینهی شخصیاش صرف چادر زدن، مداوا و تأمین معیشت آنان گردید.
از سال ۱۹۰۰ میلادی و حتی چند دهه پیش از آن، نیاکان شیوخ و حکمرانان امروز کشورهای عربی خلیج فارس، بویژه دبی، که شاهد تار و مار شدن تجار و بازرگانان بندرلنگه توسط رژیم قاجار بودند، از فرصت استفاده نموده، با دادن وعده و وعیدهای بسیار آنان را دعوت به سرمایهگذاری در سرزمین تحت امرشان کردند. بنابراین از میان تجار رانده شده و سرگردان، لاریستانیها و بومیان مناطق جنوبی خلیج فارس، نخستین دستههای تجاری بودند که دعوت آنان را پذیرفته و با ساختن چند بازارچه و بادگیر به سبک زادگاه خویش در «بَر دبی» اقامت کردند و این بندر کوچک ماهیگیری قرونوسطایی را به بندر تجاری بینالمللی تبدیل کردند.
از آن زمان بود که سیل مهاجرت «خودمونیها» از مناطق جنوبی کشورمان به کشورهای عربستان سعودی، کویت، بحرین، قطر و امارات متحده آغاز گردید. بیشتر آنان و فرزندان و نوادگانشان تاکنون چه بسا توانستهاند تابعیت آنجا را کسب نمایند و به پست و مقام دولتی دست یابند؛ و چه دیگران که با داشتن تابعیت کشورمان در آنجا به کسب و کار مشغولند، نیازمندیهای زادگاه خویش را فراموش نکرده و همه ساله مبالغ هنگفتی از ثروت روزافزونشان زیر نظر معتمدین و هیأت امناء محلی صرف ساختن مساجد، مدارس، دانشگاهها، درمانگاهها، بیمارستانها، ادارات و سایر امور عمرانی مینمایند.
از جملهی معتمدین، زنده یاد محمد محمودی بوده است که از نوجوانی تا آخرین روزهای زندگی پربارش همیشه عضو کارشناسترین و خوشنامترین امور خیریه بوده است.
روحش شاد – یادش گرامی باد
*: بازنشسته فرهنگی اوزی ساکن شیراز
دوازدهم دی ماه یکهزار و چهارصد و چها
لینک کوتاه:
دیدگاه بگذارید