« *باد بزن » در فرهنگ عامیانه و ادبیات کهن*
✍️ *غلامرضا لاری*
این نوشتار را با بیتی از خاقانی آغاز میکنم :
*برگ خرمایم که از من بادزن سازند خلق /*
*باد سردم در لب است و ریزریز اجزای من*/
🔷 بادبزن که وسیله سبک و بادوام است به منظور خنک کردن صورت و بدن از طریق جریان هوا و با دست بکار میرود
*باد زن و باد بیزن* نیز صورتهای دیگر این واژه است در عربی *مروحه* و در هندی *بیجنا* گفته میشود
در گذشته نه چندان دور ودر یک عقبگرد تاریخی بویژه در مناطق گرمسیری وسیله پرکاربردی بود و هنوز در گوشه برخی منازل نوع تزیین شده آن به عنوان نوستالژی و یادگاری دیده میشود
در مناطق ما بادبزن های حصیری ، شکل چهارگوش که به یک چوب متصل است ( بگذریم از اینکه از چوب بادبزن چون دم دستی ترین ابزار بود گاهی برای تنبیه کودکان استفاده میشد )
در گذشته بادبزن مجلسی و بادبزن عروس جنبه هنری و تزیینی ( پولک دوزی و نوار حاشیه ) داشت و بادبزن عروس سفید انتخاب میشد
بادبزن منقل و کباب نیز دایره بود که در جویم *مشب* Moshab نامیده میشد
پنکه را نیز بادبزن برقی لقب دادند پنکه های جدید مدل مه پاش مارا بیاد زمانی می اندازد که بخاطر شدت گرما بادبزن را در آب حوض خیس میکردیم
🔷*بادبزن در تشبیهات ، کنایات و ضرب المثل ها*:
*زبون بادبزن جگره*
کنایه از درددل نمودن که موجب تسکین فرد میشود و در موارد بسیاری غیبت نمودن را شامل میشود بدین معنی که با انجام غیبت ، دل غیبت کننده خنک میشود
*زن بادبزن جگر مرد است*
کنایه از محرم اسرار بودن است
بادبزن گاهی در عبارتی به شکل طعنه و کنایه بکار میرود مانند اینکه ( فلانی مثل ارباب نشسته و میخواد یکی بادش بزنه )
نقش و نگار بادبزن در فال قهوه نیز تعابیری دارد از جمله وفاداری
🔷*بادبزن در اشعار قدما*:
سعدی گوید :
*شیرین بضاعت بر مگس چندان که تندی میکند*/
*او بادبیزن همچنان ، در دست و می آید مگس*/
تشبیه بسیار زیبایی در این بیت بکار رفته
معشوقی که حرکات شیرین ، سرمایه اوست هرقدر که تندی میکند اما عاشق بیچاره مانند مگس است که هرقدر با بادبزن رانده شود باز هم باز میگردد
کلیم کاشانی گوید:
*مارا زکف اختیار رفته*/
*جز باد به دست بادزن نیست*/
ودر جای دیگر :
*تا رود در خواب راحت نرگس جادوی او*/
*ناله من بادزن شد ، زلف اورا باد کرد*/
نظامی در جایی گوید
*بادزن از بال سرافیل ساخت*
🔷 یک حکایت تاریخی
*شکار یک پرنده زیبا برای ساخت بادبزن*:
از دستنوشته های ناصرالدین شاه از سفر و شکار در فیروزکوه :
( یک مرغ پرسرخ مقبولی با تفنگ زدم و دادم تیمورمیرزا ، برد منزل بادبزن فرنگی ساخت و جلدی « فوری » آوزد و الحق خوب بادبزنی ساخت
*🔷 تاریخچه بادبزن*:
صنعت بادبزن در عهد باستان بخشی از فرهنگ چین بوده و روی بادبزن شعر و نقاشی می نگاشتند
مصریان قدیم آن را از پر شترمرغ در قاب نیم دایره یا برگ بزرگ نیلوفر میساختند و نزد کاهن ها یک وسیله مقدس و سمبل قدرت خدایان بشمار می آمد
افسانه ( بادبزن امپراطور) در مورد نواده پادشاهی است که با بادبزن جادویی به مقابله با اژدها میرفت
حتما در فیلم ها زیاد دیده آید که پادشاهی بر تخت پادشاهی لم داده و دو نفر همیشه بطور متقارن در یمین و یسار پادشاه ایستاده و با بادبزن های بزرگی به آرامی در حال بادزدن بودند
در ایران قدیمی ترین بادبزن در آرامگاهی در شهداد کرمان به قدمت چند هزار سال یافت شد
چندی قبل توسط یک بانوی هنرمند ، بادبزن قاجاری که در سال ۱۲۸۶ قمری در کارگاه آقا سیدمحمد در عهد ناصرالدین شاه ساخته شده است به منظور حفظ و اشاعه هنرهای سنتی بازسازی و نمونه سازی شد
این بادبزن جمع شو و آکاردیونی و متشکل از یازده پره کاغذی با محور مشترک که در میان پره ها اشعاری از هاتف اصفهانی بصورت نقاشی خط آمده است و یک اثر هنری بینظیری است
بادبزنی نیز از دو قرن قبل وجود دارد که بر روی آن غزلی از حافظ نوشته با این مطلع :
*دوش آگهی زیار سفرکرده داد باد*/
*من نیز دل به باد دهم هرچه بادا باد*/
🔷 جالب است بدانید کاربرد بادبزن در فرهنگ ملل منحصر به خنک نمودن نیست بلکه در مواردی مانند رقص های سنتی ( ژاپن ) ، آیین مذهبی ، سلام کردن ، حتی پنهان کردن دندان های بد و پوشاندن صورت کاربرد داشته است
*: پژوهشگر و نویسنده از شهرستان جویم
لینک کوتاه:
دیدگاه بگذارید