گـذری کـوتاه بـر واقـعه «هنگـامه تنگـزونی» در اوز

عبداله کمالی:دبیربازنشسته آموزش وپرورش
میر هاشم برادر میر محمد رضی که جوانی با کفایت و درایت بود بعد از فوت میر محمد رضی که در مکه معظمه عمرش به سر آمد و در معلی مدفون گردید به ریاست اوز منصوب گردید. میر هاشم چهار زن در حرمسرا داشت اولاد متعدد که خداوند به او ارزانی فرموده بود اما از آنجائیکه هر بلندی پستی، هر نشستی فرازی، هر ترقی متزلی و هر جلالی، زوالی در پی دارد چنان که در مثل است فواره چون بلند شود سرنگون شود.
پروردگار عالمیان که دانش لایزال بی چون و چرا هر چه خواهد و هر چه کند بدون مشاورت غیر و با اراده و مشیت ازلی است، اما میر هاشم در امور کلی و جزئی خودسرانه معمول می داشت و در اوامر دولتی اهمال می ورزید و از تهدیدات دولتی و احکام ایالتی نهراسیده و آن را سرسری می پنداشت نیابت بنارویه و بلوک جویم به پسر عمویش میر عبدالغفور واگذار نمود او بنای ظلم و بی عدالتی نهاد. جمع کثیری از جوار او به ستوه آمده سر به شورش نهادند و به مخالفت برخاستند. امنیت اهالی به وحشت مبدل گردید راهزنان و سارقین زمانه را وفق مراد خود دانسته دست چپاول دراز و راه آمد و شد قافله ها مسدود ساختند. اموال رعایا و مال التجاره به تاراج رفته و به یغما می بردند.
این اتفاقات مزید بر بد نامی و سوء سیاست میر هاشم گردید. اهالی بنارویه و بلوک جویم شاکی شدند و از ایالت کبرا او را متهم گردانیدند. و استدعا رسیدگی نمودند. عده ای توپ با سرباز و جمعیت کافی از شیراز برای انتظام بلوک جویم و بنارویه گسیل شده و اطراف قلعه بنارویه محاصره نمودند. قلعه را متصرف و میر عبدالغفور مقتول و همراهان راه گریز پیش گرفته تمام آنان مجروح و مقتول شدند اموال و ذخایر قلعه تماماً به غارت بردند و قلعه را کوبیدند.
میر هاشم نیز راه بی اعتدالی پیشه گرفت و ایامی به سر برده جمع کثیری از رعایای اوز به ستوه آمده فرار را بر قرار ترجیح داده با کوج و بنه به طرف گرمسیر جهانگیریه رهسپار بقیه اهالی نیز طریق مخالفت ورزیدند و هنگامه بر مردم صعب گردید.
میر هاشم چون دید که تمام اهالی از او متنفر و شورش اهالی را پیش بینی کرد ناچار از تهدید برآمد و جمعیت کثیری از لرونفر و گراشی فراهم نمود و به حوالی اوز آورد تقریباً پانصد نفری در اطراف تنگزون و معلم کثیر سنگر بندی نموده و منتظر دستور بودند که هجوم به ولایت آورند از آن طرف اهالی نیز در اضطراب و تشویش بودند استمداد از مصطفی خان بستگی خواسته و از درگاه خداوندی امید فرج داشتند تا اینکه حسب الامر خان شیخ احمد عرب که سرداری دلیر و با کفایت و شجاعتی بسزا داشت با جمعیت خویش وارد اوز شد.
اهالی با خوشحالی او را پذیرایی کردند در مجلس شورا و کنگاش او حاضر شدند نتیجه شورا این شد که آراء همگی بر این وجه قرار گرفت که همان شب بی درنگ به اردوی دشمن شبیخون آوردند و با امیدواری طلب فتح و نصرت از درگاه خداوندی مصمم شدند و نیز از حضور حضرت مولانا حاج شیخ احمد طلب دعا نمودند ایشان نیز مشغول دعا شدند و فرمودند عده ای که برای شبیخون انتخاب گردیده اند باید در منزل وی حاضر کرد. تعداد شصت نفر برگزیده در حضور مولانا حاضر شدند آن حضرت ردا و عمامه خویش را باز کرد و یک جانب آن به دست پسرش جناب شیخ محمد داده و گوشه دیگر به دست خود گرفت و امر کرد تفنگ چیان یکی یکی از زیر عمامه وردا بیرون روند تا پنجاه و هشت نفر از زیر ردا بیرون شدند.
دو نفر دیگر به نام های حاجی عبداله و عبداله قاسما از راه دیگر به اردو ملحق شدند. حضرت مولانا دعای فتح خوانده و به آنان فوت می دمیدند و به اندک زمانی در مقابل سنگر و اردوی دشمن حاضر و تکبیر گویان به اتفاق تهاجم کرده با شلیک تفنگ و شعار گویان و تکبیر مقارن آمده دشمنان را از سنگر بیرون کردند.
اردوی دشمن از هم پاشیده شد از جمله تفنگ چیان اوز که برای شبیخون انتخاب شده بودند بجز دو نفر که از زیر عمامه و ردا مولانا حاج شیخ احمد بیرون نرفته بودند که هدف تیر دشمن واقع شده و به درجه شهادت نائل آمدند. اما مابقی همگی سالم و سلامت در حالی که اهالی از صغیر و کبیر به استقبال آمدند با بانک صلوات و شادی وارد ولایت شدند.
این واقعه عظیم که از حوادثی مشهور به شمار آمده در حدود سنه ۱۲۶۰ به وقوع پیوست و به هنگامه تنگزونی شهرت یافت و از عمده ترین وقایع تاریخی اوز محسوب می شود. از این رو دلالت می دهد بر کمال شجاعت و رشادت مردم اوز و نتیجه همدلی و وحدت یک قوم متحد که با عده کمی بر یک جمعیت کثیر و مسلح غالب شدند.
منبع : عصراوز
لینک کوتاه:
دیدگاه بگذارید
واقعه ی جالب تعریف شده است وخواندن این واقعیتها مارا به این نتیجه میرساند متاسفانه از تاریخ زیاد وقوی برخوردارنیست وحتی درزمان حال نیز اراده ی برای نوشتن تاریخ یا تحقیق پیرامون آن نیست و باوجودیکه دانشگاههای زیاد با تعداد فراوان دانشجویان آن نیز وجوددارد باز در دانشگاهها هم اراده ی حتی اساتید بومی وجود ندارد که تحقیقات دانشجویان حول این موضوع بچرخدباید از آقای عبدالله کمال تشکر کرد که وقایع اوز را مینویسد
این دفعه عصر اوز را در دبی به ما ندادند چرا؟