مهاجرت پدیده ای کهن
در آموزش و پرورش منطقه اوز
انسان در فراز و نشیب زندگی همیشه از دردها و آسیب ها رنج بسیار برده همواره در جستجوی یافتن علل آنها برآمده تا راه هایی برای رهایی از آن بیاید. با توجه به گذر تحصیلی پیش رو بر آن شدیم تا آن را مورد نقد و بررسی قرار دهیم. با این که تقاضای تحصیل در دانشگاه با تاسیس دانشگاه های متعدد و ورود سهل و آسان به آن روز افزون گشته و اکثریت افرادی که موفق به پایان رساندن دوره دبیرستان می شوند می توانند وارد دانشگاه شوند. عده ای قبل از انجام دوره متوسطه برای همیشه درس را رها کرده و پس از سپری کردن بهترین دوره از عمر خویش بدون کسب نتیجه جذب بازار کار می شوند، آن هم بازار کاری که بدون پشتوانه مالی یا تحصیلات عالی موفقیتی در پیش نخواهد داشت. زیرا کارکردهای دبیرستان پرورش حرفه، آموزش برای زیستن، مشارکت اجتماعی و تاخیر از ورود افراد به بازار کار می باشد.

در عصر ما که مشتاقان آموزش عالی زیاد است، تحصیل در دبیرستان نمی تواند افتخار آفرین باشد چه رسد به این که آن را در نیمه راه رها کنیم. معمولا انگیزه برای تحصیل در درجه اول در خانواده شکل می گیرد و آموزش و پرورش و زیر ساختار آن مرحله بعد تاثیر بسیاری خواهد داشت. اگر به چند دهه گذشته برگردیم و کارکرد آموزش و پرورش را مورد بررسی قرار دهیم. مشاهده خواهد شد که هر ساله چندین پزشک، مهندس و دبیر در بهترین دانشگاه ها پذیرفته می شوند.
حال چه شده که درصد پذیرش دانشجو در دانشگاه های دولتی بسیار کم شده است. به طوری که خانواده ها علت را در آموزش و پرورش می دانند و برای ادامه تحصیل و کسب نتیجه بهتر به شهرهای همجوار می روند تا جائی که در سال جاری ۴۰ دانش آموز از روستازادگان به جناح می روند تا از تسهیلات شبانه روزی بهره مند شوند. ۹ دانش آموز ابتدائی در شهر لار و عده ای هم در مدارس تیزهوشان و نمونه دولتی و مدارس عادی گراش می روند و چهار نفر هم در رشته ریاضی فیزیک در شهرک توحید کهنه مشغول به تحصیل هستند، جای سوال است

اگر تحصیل در شهرهای همجوار که چند سالی است رونق گرفته، فارغ التحصیلان موفق به پذیرش در دانشگاه های دولتی شده اند، پاسخ گو کیست؟
اگر موفقیت چندانی حاصل نگردیده، مهاجرت با همه مشکلات ایاب و ذهاب راه حل مناسبی برای برون رفت از وضعیت فعلی به طوری که از ۴۹۷ نفر دانش آموز اول راهنمایی در سال ۸۴-۸۳ پس از هدایت ۱۰۴ نفر به رشته های فنی به ۳۹۳ رسیده که سال چهارم متوسطه یا پیش دانشگاهی به ۱۸ نفر می رسد. و افتی معادل ۹۵/۵ درصد را نشان می دهد. امید است با این مقایسه مجمل مسئولین امر و خانواده های محترم با دعوت از کارشناسان و افراد با تجربه راهی برای تشویق و ترغیب دانش آموزان به تحصیل در شهر خود و رهایی از این وضعیت بیابند.

محمود عسکری :عضو هیات امنای دانشگاه آزاداسلامی مرکزاوز
منبع : عصراوز
لینک کوتاه:
دیدگاه بگذارید
مقاله تامل برانگیزی بود.انشالاه که نگاه خانواده ها به تحصیل فرزندان در شهر تغییر کند و ماشاهدارتقای سطح علمی اوز باشیم .
خیلی جامعه شناسانه مقاله نوشته شده است این موضوع بایستی خیلی زیاد کالبدشکافی شود
آموزش وپرورش همه چیز جوامع است که اهمیت دادن به آن وظیفه همگانی است این مقاله که با آمارهای تکاندهنده همراه است باید اهمیت داده شود و دست اندرکاران شهر وآموزش وپرورش دنبال چاره کار باشند
فکرنمیکنم خانوادهها مقصرباشنداتفاقاهمینکه خانوادهها ناچارمیشوند حتی باوجود نداری بچههایشان را بشهرهای دیگر بفرستند نشانه علراقکندیشان بفرزندانشان است پس باید مشکل را درمتولیان امر آموزش و پرورش جستجو کرد
مقاله زیبا بود دغدغه ونگرانی شما هم بجا وزیبا اما راه حل چی یکی از راه حل ها همان بود که بنده بیشنهاد دادم وشما قبول نکردید
چرا کامنتهارا سانسور میکنید اینطوری بنفع نویسنده مقاله هم نیست او باید بداندهرکسی به نحوی دراین رابطه مسئولیت دارد از جمله محمودعسکری
محمود عسکری آیا خودتانهم دراین مشکل بعنوان یک فرهنگی مسئولیتی متوجه خودتان میدانید