حتما بسیاری از ما این سنت را تا کنون مشاهده کردیم و یا خود بجا آوردیم. رسمی زیبا که بسیاری در گذشته و امروزه کمرنگ تر برگزار می کنند و این رسم یعنی ریختن آب پشت سر مسافر.
از دیرباز مردم اوز هم با انجام دادن مراسم در هنگام بدرقه ی مسافرین، این کار را انجام می دادند انجام این مجموعه از آداب و رسوم ها و بهره گیری از عقاید ی بوده که خود برای سالم ماندن مسافر، یعنی شخص سفرکننده داشتند.

هرگاه فردی عازم سفری می شد، خانواده و دوستان و آشنایان در زمان حرکت، دور او جمع می شدند و برای مسافر «جا خالنی» می بردند. در حالی که بدرقه نشانه ای از محبت و صمیمت محسوب می شده و برای ابراز دوستی بیشتر انجام می گرفته است از قدیم رسم بوده است که دوستان، آشنایان مسافر چیزهایی از قبیل مواد غذایی را تحت عنوان جای خالی به منزل مسافر میبردند تا جای خالی او را زنده کنند و مسافری که در سفر بود و بر می گشت نیز کالایی را تحت عنوان سوغات برای کسانی که برایش جای خالنی آورده بودند تهیه میکرد.
به هرحال، هنگامی که سفری طولانی در پیش بود، برای به سلامت بازگشتن مسافر نیز مراسمی داشتند. مانند زیر قرآن عبور کردن، از روی شکر، گندم، برنج و… گام برداشتن که یکی از رسوم کهن مردم اوز بوده. بر اساس رسمی کهن در اوز، وقتی مسافری عازم سفر می شد قبل از خارج شدن از خانه باید از روی ظرفی که گندم، آرد، شکر و… بود گام بر می داشت با این باور که به خوشی و شیرینی و سلامت به مقصد برسد و رسم چنین بود که مسافر بعد از عبور از روی آن به هنگام بیرون رفتن از خانه نباید پشت سر خود را نگاه می کرد، همین که مسافر چند قدمی از منزل فاصله می گرفت، کاسه آب را پشت سر او به زمین می پاشیدند و بعد ظرف آب را از خانه همسایه مجددا پر از آب کرده و به خانه می برند، و بعد اون مواد غذایی که از روی آن عبور کرده بود را بین همسایه ها و فقرا پخش می کردن تا مسافرشان سلامت برگردد.
اگر شخصی سفر دوری نظیر سفر مکه می خواست برود، در یکی از روزهای یعنی سومین یا پنجمین و یا هفتمین روز مسافرت، آش پشت پا می پختند و بین همسایه ها و فقرا تقسیم می کردند. و بعضی ها هم هنگامی که مسافرشان به سلامت و خوشی به خانه بر می گشت، گوسفندی ذبح و آن را بین فقراء تقسیم می کردند.
البته در این سال های اخیر تشریفات را تا حد ممکن ساده کرده اند، چرا که سفرها، دیگر به دشواری روزگاران گذشته نیست و به همین قدر اکتفا می کنند که مسافر را از فقط با خداحافظی و روبوسی بدرقه می کنند. ولی هنوز هم در بعضی از خانواده ها بدون استثناء پشت سرمسافر آب می ریزند.
شاید خیلی از مردم چنین فکر کنند که چه ضرورتی دارد که نیاکان ما چه باورهایی داشتند ولی حقیقت این است که اینها تجربه هایی برای چند نفر بوده که بعدها به صورت باور در آمده.
یا این که فلسفه پشت سر مسافر آب ریختن چندین کارکرد و اهمیت داشته: اول این که به مسافر آرامش داده.
دوم انجام این عمل موجب شده تا با ریختن آب پشت سر مسافر، بدرقه کنندگان اطمینان داشته باشند که مسافرشان بر می گردد.
سوم موجب افزایش اعتماد به نفس مسافر می شد. این را باید بدانیم هر چیزی که انسان باور داشته باشد همان نیز اتفاق می افتد.
منبع : عصراوز
دیدگاه بگذارید