به راستی ما برای چه چیزی باید با هم اتحاد کنیم؟
هر کس در زندگی کاری یا شخصی خود برداشت خاص خود را از واژه *اتحاد* دارد.
برخی ها *اتحاد* را ابزاری برای فراموش کردن اختلاف ها و سرپوش گذاشتن بر آن می دانند و برخی ها آن را هم ابزاری برای مدیریت اختلاف ها می دانند و هم به عنوان یک هدف برای تحقق اهداف عالی تر.
اما متاسفانه در میان عموم برداشت اول جا افتاده است و کمتر کسی حتی آنان که پله های دانش را تا سطوح عالی طی کرده اند تمایل به برداشت نوع دوم دارد، افراد با دیدگاه نوع اول براین اعتقادند که اختلاف و اتحاد با هم در تضادند مانند :سیاه و سفید یا روشن و خاموش یا صفر و یک.
این افراد معتقدند که رو درویی دو یا چند تضاد،تضاد را تشدید می نماید و هیچ زمان باعث اتحاد نمی شود و اتحاد قادر نیست دو یا چند چیز متضاد را به هم بچسباند و اگر هم در مقطعی به هم بچسبد به زودی از هم جدا می شود.
اینگونه افراد چسب دیگری را ترویج می نمایند و آن چسب چشم پوشی است، چشم پوشی از دیدگاه هایی که هیچگاه به هم حتی نزدیک نمی شوند چه رسد به اینکه به هم بچسبند و هم افزایی ایجاد کنند.
این چسب باید کج فهمی ها، تاریک بینی ها و کوته نظری ها را به هم بچسباند و نه بلند نظری را به کوته فکری و …
لذا حلقه های کاذبی که به عنوان اتحاد برای هم به وجود آورده ایم به نظر می رسد هیچگاه به صورت واقعی به هم متصل نخواهند شد و مفهوم آن واژه ای که به دنبال آن هستیم یعنی *اتحاد* را محقق ننماید و این باعث تاسف فراوان است.
هر پیوندی دارای شرایط و اصولی است تا به آن شرایط نرسیده باشیم و پایبند اصول آن نباشیم، عملا آن پیوند اتفاق نخواهد افتاد.
شما می خواهیدآب تولید نمایید اگر شرایط آزمایشگاهی وجود نداشته باشد و مولکول های هیدروژن و اتم اکسیرن را نداشته باشید آیا با ترکیب مولکول های کربن و اکسژن به آب خواهید رسید؟
*مفهوم اتحاد* برای ما مثل مزه کباب است که از کودکی تا حالا چشیده ایم، به دوستان خود می گوییم برویم باهم کباب بخوریم، کمی دود کباب ، دور هم نشستن روی تخت های سنتی، بعدش کشیدن قلیان و نوشیدن چای؛ اینها موجب رضایت و تامین مطلوبیت ما می شود، اما در این بودن با هم هدف خاصی را دنبال نکرده ایم فقط خوشحالیم که با هم هستیم.
اتحادی که ما برای هم ایجاد می کنیم هم تقریبا شبیه همین حالت است.
ما اتحاد می کنیم که الکی خوش باشیم، خنده بر روی لب ها بیاوریم؛ به اصطلاح از غم ها دوری کنیم، چون اختلافات را غم و درد و ناراحتی تلقی می نماییم و برای رسیدن به این هدف باید از بسیاری موارد عبور کنیم و بدست نیاوردن آنها موجب ناراحتی مان نگردد و لذا از کسی توقع پاسخگویی نباید داشته باشیم،پاسخگو نبودن ها را باید به فراموشی بسپاریم تا هم به قبای کسی برنخورد و هم اینکه خودمان غمزده نگردیم؛ باید حتی شده به ظاهر با هم خوب باشیم (البته پشت سر مهم نیست چه می گذرد)، کسی را زیر سوال نبریم، همه را تشویق کنیم (هرچند کار خوب انجام نداده باشد)، به کسی نگوییم بالای چشم شما ابرو است! و …
ما اتحاد نمی کنیم که واقعیت ها را از پشت پس توها بیرون بکشیم تا منافع عده ای برملا شود.
ما اتحاد نمی کنیم که از وضعیت تاریک موجود به یک فضای روشن برسیم و درآن همه چیز از خوب و بد را شفاف ببینیم، حتی نمی خواهیم باسوسوی شمعی هم اندکی از آنچه در تاریکی پنهان است را ببینیم.
ما اتحاد می کنیم که در تاریکی الکی خوش باشیم و آرامش مان از دست نرود
ما خودمان دوست داریم منافع عده ای حفظ شود و کسی به پس توها دسترسی پیدا نکند و هیچ خطاکاری کوچکترین آسیبی نبیند.
ما دوست داریم خطاکاران یا ابهام کاران فرمانده و خودمان اتحادی از فرمانبری باشیم.
ما مثل کسانی که در سیرک به تماشا می نشینند از شعبده بازی آنها خوشمان می آید و به وجد می آییم و دوست نداریم صحنه های اینچنینی را ترک نماییم.
بدیهی است که هیچ شعبده بازی دوست ندارد که ما از فن و فوت کارش با خبر شویم!
پس تسلیم می شویم تا از نمایش او نهایت لذت ببریم.
ما اتحاد می کنیم تا همه یکدست بمانیم و خدای نکرده کسی در میان این مجموعه متحد بیراهه نرود و خلاف قانون اتحاد(البته به زعم ما)عمل نکند که به قبای دوستان نیازمند اتحاد بربخورد.
اتحاد ما برای تایید شعبده بازی و رونق و ترویج صحنه های شعبده بازیست و نه چیز دیگر.
اتحاد ما برای ایجاد تحول و دگرگونی نیست.
قواعد تحول بسیار متفاوت از قواعد و اصول سازش و ماندگاری در وضعیت موجود است.
ما قادر به ایجاد تحول نیستیم، ما برای فردای خود نمی توانیم برنامه ریزی کنیم و به خاطر ترس از فردای بدتر دوست داریم با شعبده بازها تبانی و همزیستی کنیم تا اوقات خوش و ناخوش و درهم امروز قربانی فرداهای مبهم نشود!
اگر اتحاد را به معنای واقعی دنبال می نماییم، این آن اتحادی نیست که در حال حاضر دنبالش هستیم.این نه تنها اتحاد نیست بلکه پوششی از اتحاد هم نیست چه رسد در محتوای آن.
اتحاد واقعی ، ابزاری است برای مدیریت اختلافات و نیز هدفی است برای ارتقای اهداف متعالی.

دکتر ناصر یادگارفرد-مشاور کیفیت، محقق و مدرس دانشگاه
لینک کوتاه:
با سپاس. از جناب. یادگار فرد مطلب سما. در رابطه با اتحاد. واختلاف از نظر فلسفه. واخلاق بسیار جالب وبیشتر. جنبه. اکادمیک. دارد. که می توان برای. دانشجویان وکلاسهای درس. مورد توجه. قرار گیرد. اما. این قبیل مسایل. را باید در حد توان. ودرک مردم. عادی بیان. کرد تا جامعه بتواند. استفاده. ملموس. بکند. وبتوان از نظریات. افراد. فرهیخته برای. ایجاد. اتحاد ویکپارچگی. برای. پیشرفت. ورونق. اقتصادی. واجتماعی. وفرهنگی. جامعه. اوز. استفاده. نمایند
دکتر جان در نوشتن. مطالب برای. سایتهای مجازی. ومعمولی. یک کم. ساده تر همراه با مثال برای. اتحاد در شهر. ومنطقه بنویسید. تا. عامه مردم ومسولین در شهر ودیار خودمان بهتر. ایتفاده. نمایند مثلا. در شرایط فعلی. اوز ابزارهای. لازم برای. وحدت اجتماعی چیست وچه کار کنیم که. کارهای. فعالین اجتماعی. ومسولین در یک. راستا. وهدفمند باشند
آقای یادگارفرد کمتر شما دیده شده آید وجایی دیده نشدید که با عملکرد خود بصورت ملموس برای اوز تاثیر گذاری داشته باشید مطلبتان
اتحاد یعنی سکوت عامه مردم درمقابل صاحبان قدرت وثروت تا قدررتمندان بر قدرت خود بیافرآیند وثروتمندان هم بر ثروت خود
باتشکر ازجناب دکتر یادگارفرد اتحادویک دست ویا یک صدا درقوم ودرجامعه ودرکشور ودرعقیده ودرفراوان مسائل به نظر بنده فرق دارد به تشخیص بنده حضرتعالی واژه اتحاد بکلی معنا نموده اید درحالیکه چنین نیست. مثلاً یک کشوری دربرابر تهدیدوتهاجم دشمن قرار میگیره رئیس کشور از مردمش میخواهد درمقابل خطر باید اتحاد شد اینجا فقیروتاجروناراضی وبی تفاوت وموافق ومخالف دولت دربرابر آن بدیهی ایست بایداتحادشد یایک جمعیتی دربرابرتشکیلاتی مورد هجوم قرار میگیرد آن جمعیت دارای هر عقیده ومرامی که باشد لاجرم بایددربرابر محاجم اتحادویک صداشد.پس فرق دارد نوع اتحاد .تا اینکه ما مردم اوز باید برای احقاق حقوق خود وبرای اینکه بخواهیم… ادامه »
سلام اقای یادگار فرد از خواندن متن جناب عالی لدت بردم انشاالله همیشه موفق باشی نظر دیدگاه شما درمورد اتحاد
آنچه که بعمل برآید بسخن گفتن نیست
آقای یادگارفرد چرا شما مقالاتی که مینویسید سنگین وپیچیده هستند ساده تر بنویسید وراهکار بدید ودیگر اینهمه طولانی ننویسید شاید خودتان که مقاله خودت میخوانی حتما بخود میقبولویید دیگران هم مرتب میخوانند پس دوست دارید هرچه طولانی تر بنویسید