دبیرصفحه آخر روزنامه شرق: اوز شهری که ورودی و خروجی اش دانشگاه است
پیام دانش: کارگروه بانوی عصر اوز که فعالیت خودرا از سال ۱۳۷۸ در دل نشریه عصر اوز آغاز کردسهم زیادی در معرفی عصر اوز و کتاب خانه بانو وچهره های مطرح فرهنگی و رسانه ای کشور به ویژه پایتخت نشینان داشته است که می توان به افراد بزرگی چون چهره ماندگارپروفسور مهدی محقق، توران میرهادی، انوشه انصاری، هوشنگ مرادی کرمانی و…. که شاید به ۵۰ نفر برسند.
واینک گیسو قغفوری
این روز نامه نگار در معرفی اوزو اینکه شهری را مشاهده کرده است که ورودی و خروجی اش دانشگاه است و خبری از تعمیرگاههای بین راهی نیست و فضای سبز و برکهها به مسافران خوشامد میگوید مطلب خودرا آغاز کرده است.
و ادامه این بازنشر به قلم خود نویسنده درباره اوز درج می شود:
جادوی شهر اوز
![]()
*:تجربه سال تحویل چند سال پیش در حافظیه شیراز و کنار آرامگاه حافظ، درس عبرتی شده بود که در نوروز به شهرهای شلوغ سفر نکنیم و این بار تصمیم گرفته بودیم مسیرهای تازه و کمرفتوآمدی را تجربه کنیم که بیشتر از روستاها و بومگردیها و خانه دوستان و آشنایان میگذشت. هرچند گاهی جادهها ما را به شهرهای بزرگ و فضاهای گردشگردی شلوغ هم میبرد ولی بیشتر زمان سفر در همین روستاها و شهرهای کوچک سپری میشد.
از اولین شهرهایی که رفتیم اوز بود. شهری در جنوب استان فارس که به داشتن خیرین فرهنگی معروف است. شهری که ورودی و خروجی شهر با دانشگاه است و خبری از تعمیرگاههای بین راهی نیست و فضای سبز و برکهها به مسافران خوشامد میگوید.
برکهها یا آبانبارها محل جمعآوری آبها هستند که یادگار گذشته است و در سطح شهر فراوان دیده میشود. گذشتهای که به حدود ۶۰۰ سال قبل و زمان صفوی بازمیگردد و حالا «اوزی»ها سعی کردهاند به نوعی دوباره آنها را احیا کنند و حتی موزه مردمشناسی هم نمادش از این برکههاست. بیش از ۱۷ برکه در سطح شهر در این چند سال اخیر ساخته شده و قرار است چندتایی از آنها که در کنار هم درست شده محلی برای برپایی جشنها و مراسمها باشد. حتی وقتی از بلندی به ارتفاعات شهر اوز نگاه میکنید، چند تا از برکهها را در مکانهای سنگلاخ میبینید و به نظر میرسد گذشتگان به فکر در راه ماندگان و جلوگیری از تشنگی آنها بودهاند. اما نکته دیگری که در اوز به چشم میآید حضور فعال خیرین در فعالیتهای فرهنگی است. ساختن مکانهای فرهنگی از علاقهمندیهای آنها بود. در گوشهای از شهر که کمکم به قطب فرهنگی آن در حال تبدیلشدن است یک موزه جدید حدود دو سال پیش آغاز به کار کرده است؛ «موزه عروسکهای اوز». این فضای دوستداشتنی، خانهای سفید با حیاطی دلباز بود که تا چند سال پیش محل زندگی خانم «فوزیه خضری» بود. وقتی به آن خانه سپید رسیدیم، خانم خضری نبود اما راهنمایان و دستاندرکاران جوان آن خانه سعی میکردند با توضیحاتشان جای خالی او را پر کنند.
خضری از سال ۹۵ به دنبال ساخت این موزه بود و سرانجام ۲۱ تیر ۱۳۹۹ توانسته بود که با گردآوری عروسکهایی از سراسر ایران و بسیاری از کشورهای جهان موزهای «خصوصی» بسازد و سومین موزه این شهر را بعد از موزه مردمشناسی و موزه بازرگانان تأسیس کند و حدود هزار عروسک را از سراسر ایران و جهان در کنار هم جمع کند. در ابتدای ورود به موزه بسته به حال و هوای عید عروسکها و تزئینات آویزان بود اما اشاره کردند که از فردا و با آغاز ماه رمضان این عروسکها عوض میشود.
در راهرو ورودی موزه در یک طرف با الک یک عروسک به شکل خانم ساخته شده بود که به راه و رسم رفتن به خانه مردم با الک اشاره دارد. کودکان با این الکها به خانه همسایهها میرفتند و نان و خرما و شیرینی دریافت میکردند.
بر دیوار دیگر این ورودی هم نقاشیهایی قرار دارد که یادی از گذشته و دریاست. در این موزه هر اتاقش دری به دنیایی زیبا بود. در اتاقهای مختلف خانه، عروسکهایی از شهرهای مختلف ایران در ویترینها بود. پشت هرکدام از عروسکهای تزئینی و آیینی قصهای بود که راهنمایان تعریف میکردند.
در بخش عروسکهای ملل، عروسکهایی زیبا با قصههایی شیرین از اروپا و آمریکای شمالی و جنوبی و روسیه و آسیای شرقی و کشورهای عربی در ویترینها بود.
یکی از جذابترین بخشهای موزه، اتاق مشاهیر بود. در این اتاق عروسکهایی از چهرههای برجسته ایران ساخته و به نمایش گذاشته شده بود. در این اتاق عروسکهایی از استادان شجریان، توران میرهادی، صادق هدایت، ایران درودی و… به نمایش گذاشته شده بود. سعی هم شده بود عروسکهای برخی از مشاهیر شهر اوز نیز در آن قرار گیرد مانند استاد «عبدالمجید ارفعی» که متخصص زبانهای باستانی، کتیبهشناس است و پژوهشگر و متخصص زبانهای اکدی و ایلامی، ایلامشناس و از واپسین بازماندگان مترجم خط میخی ایلامی در جهان و از مهمترین کتیبهخوانان ایرانی است و برخی از لوحهای گلی تختجمشید با تلاش وی ترجمه شده است یا «مریم بهنام» که سال ۱۳۰۰ در بندرلنگه به دنیا آمده بود و آذر ۹۳ در دوبی درگذشته بود. زنی که به خاطر فعالیتهای مستمر اجتماعی برنده جایزه بانوی امارات در سال ۲۰۱۰ شد. بر در و دیوار موزه پردههای نقاشی و تصویرگریشده براساس قصههای عامیانه اوزی آویخته شده بود که اثر تصویرگران شناختهشده ایران است. با این «پرده»ها برای بازدیدکنندگان و بچهها قصهگویی میکردند.
وقتی دیدار از عروسکهای موزه پایان میگیرد؛ دیگر سخنان «فوزیه خضری» در مراسم گشایش این مکان چندان غیرقابل به نظر نمیرسد. او معتقد است «هر عروسک آنقدر ویژگی منحصربهفرد دارد که خودش یکتنه میتواند نماد فرهنگ و پیامآور صلح باشد».
در موزه عروسکها اما کتابخانه پر و پیمان «بانو» هم به آنجا منتقل شده بود، کتابخانهای با کتابهایی از نویسندگان زن یا درباره زنان. بخش بزرگی از میهمانان موزه عروسکها کودکان و نوجوانان هستند. موزه در کنار کتابخانهای پروپیمان، برای بچهها برنامههای مفصلی دارد. به طور تقریبی با گشتی که در شهر زدیم هر محله تقریبا یک برکه و یک مسجد داشت. تفاوت مساجد سنی و شیعه در آن ماه و ستارهای بود که بر بالای آن قرار داشت.
در قبرستان شهر سنگها ایستاده بر سر مزار قرار میگرفت و این شهر بیشترین شهیدان ایرباس ۶۵۵ را داشت که در سال ۱۳۶۷ توسط آمریکا سرنگون شده بود. افغانستانیهای ساکن این شهر جزء متمولان آن بودند.
«فروغ هاشمی» از چهرههای فرهنگی اوز تعریف میکرد که در اوز نهادهای مختلف فرهنگی را مردم ساختهاند. کتابخانهها، موزهها، دانشگاهها و مراکز فرهنگی و آموزشی دیگر و حتی ساختمان نهادهای دولتی را. ما فرصت نداشتیم همه مراکز را ببینیم اما موزه عروسکها که در خانه فوزیه خضری و با سرمایه او ساخته شده بود، نور امیدی بود برای ما در روزهای تلخ. شاید چنین اتفاقهایی است که ستونهای جامعهاند.
جادوی شهر اوز
لینک کوتاه:
چرا مطلب کامل این خانم نزدید منظور این خبرنگار از جادوی شهر اوز چی بوده منکه متوجه نشدم
خیلی با ارزش است که ورودی و خروجی شهر دانشگاه باشد نه مراکز فروش و تعمیر….. احسنت🌹
ورود خانم فغفوری را به شهر اوز خوش آمد میگوییم. کاش ایشان از پروژه عظیم بیمارستان ۱۰۰ تختخوابی خیریه یوسف راهپیما و همچنین دانشگاه ها و سایر پروژههای بزرگ و کوچک دیگری که تماما توسط خیرین احداث شده است نیز بازدید و گزارش می کرد
علاوه بر بیمارستان بزرگ راهپیما موزه نریمان خانم لیلا عزیزیان هم از موزه های جالب ودیدنی اوز است وچرا افراد راهنما حاضر نیستند چنین کسانی را به اینجاها ببرند کسیکه از تهران میاید از کجا بداندمهمترین مراکز خیرساز کدامیک وچه جاهایی هستند
خانم فغفوری به دعوت خانه عروسکها. به اوز آمده بود وبه این علت هم درباره موزه وکارهای آنجا اطلاع رسانی کرده است کاری به سایر نقاط شهر نداشته اند
ما اوزی ها عادت کرده که کسی. را بیاوریم اوز واداشته های خودمان. را به او. نمایش بدهیم. واز خودمان تعریف و تمجید کنیم درحالیکه. اوز. لازم. دارد که مسولان اصلی. را دعوت کنیم واز او مطالبه. ودرحواست. برای شهرستان. به نماییم نه اینکه کارهای نمایشی. کنیم. بیایند. وبروند. وهیچ کاری هم. صورت نگیرد
این خانم عزیز خبرنگار که بدعوت خانه عروسکها به اوز آمدند اولا جای تشکر است چون هرکاری کردید برای اوز و مردم اوز بوده است ولی از نظر مسئولین عزیز خانه عروسکها که واقعآ زحمت کشیدند وحتما هزینه هم کردند آیا زیادی میشد هم دوموزه دیگر را میدیدند وهم بیمارستان آقای راهپیماوبقیه جاهای خیرساز اوز