حکایت بیست و یکم: قدرت میگذرد، انسانیت میماند
برداشت و تأمل: نادره جعفریان – شیراز
حکایت بیست و یکم از باب نخست، به ما یادآوری میکند که ستمگران بیش از هر چیز به زور بازو و قدرت ظاهری تکیه دارند، اما روزی خواهد رسید که مظلوم، پاسخ ستم را از دادگاه عدالت خواهد گرفت.
اگر بیلیاقتی به مقام برسد و راه زورگویی در پیش گیرد، خردمند کسی است که بیهوده جان و آبروی خود را به خطر نیندازد. هنگامی که توان مقابله نداریم، درافتادن با قدرت، جز زیان نتیجهای ندارد؛ زیرا هیچ روزگاری بر یک حال نمیماند و هیچ قدرتی پایدار نیست. آن که امروز بر اسب قدرت میتازد، فردا در غبار فراموشی فرو خواهد رفت و آن روز، روز حساب و داوری کردارهاست.
با این همه، پرسشی جانکاه در ذهنم میماند: انسان تا کجا توان تحمل بیعدالتی را دارد؟ اگر هیچ فریادی برنخیزد، پایههای ظلم چگونه خواهد لرزید؟
سعدی ما را به صبری آگاهانه و همراه با خرد فرامیخواند؛ صبری که از سر ترس و ناتوانی نیست، بلکه از شناخت زمان و پرهیز از شتابزدگی سرچشمه میگیرد. تاریخ گواه است که هیچ ستمی جاودانه نمانده و هیچ قدرتی همیشگی نبوده است.
آنچه ماندگار است، نه تخت و تاج، بلکه نام نیک و وجدانی آسوده است. چه بسیار آنان که همه عمر به قدرت دل بستند و با رفتن آن، همه چیز را از دست دادند؛ و چه اندک انسانهایی که وجدان و انسانیت را بر قدرت ترجیح دادند و نامشان برای همیشه در یادها ماند.
آری، این حکمت روزگار است که قدرت میگذرد، اما انسانیت میماند.
🌿 سعدی در آینه امروز
برداشت و تأمل: نادره جعفریان
لینک کوتاه:
دیدگاه بگذارید