سعدی در آینه امروز [حکایت بیستم: قدرت بر دوش مردم است
برداشت و تآمل : نادره جعفریان ازشیراز
حکایت بیستم از باب نخست، این حقیقت را به من یادآوری کرد که بنیان هر قدرتی بر دوش مردم است. هنر معمار، هرچند بزرگ باشد، بدون دستان کارگران هرگز از دفتر اندیشه به عرصه واقعیت قدم نمیگذارد. پس اگر رعیت نباشد، سلطان نیز معنایی نخواهد داشت؛ همانگونه که دولت، بدون ملت، مفهومی ندارد.
شایسته نیست کسی پای بر دوش مردم نهد و از آنان نردبان ترقی خود بسازد؛ زیرا آه دل دردمندان، هرچند دیر، سرانجام دامان ستمگران را خواهد گرفت. تاریخ نیز گواه آن است که بسیاری از قدرتمندان و دیکتاتوران، با همه شکوه ظاهری، سرانجام جز نامی آمیخته با نفرت و نفرین از خود بر جای نگذاشتند.
آنچه در فرهنگ دینی ما از حقالله، حقالنفس و حقالناس یاد شده، یادآور این حقیقت است که خداوند از حق خویش میگذرد، اما از حق مردم نمیگذرد. همین اندیشه، ارزش عدالت و حرمت انسان را دوچندان میکند.
چه نیکو سرودهاند:
دور فلکی یکسره بر منهج عدل استخوش باش که ظالم نبرد راه به منزل
و حافظ نیز میفرماید:
حافظ، قلمِ شاهِ جهان مقسمِ رزق استاز بهر معیشت مکن اندیشه باطل
پس از خداوند میخواهم توفیق دهد در راهی گام برداریم که هیچ رهگذری از ما آزرده نشود و حرمت انسان بودن، همواره چراغ راه زندگیمان باشد.
🌿
لینک کوتاه:
عالی بود