با نیکوکاران ماندگار محمدزمان رافعی،احمد امیدوار و حبیب خضری
برای حرکت در یک مسیر هر کس به پشتوانه هایی نیاز دارد که امکان دارد بدون وجود آن ها رسیدن به هدف در دور دست ها به سختی محقق شود و یا اصلأ نتوان به هدف رسید.
نویسنده این خاطرات، سال ها و در جاهای مختلفی تجربه اندوزی کرده است.
که می شود در آموزش وپرورش (زمانی ۶ ماهه)، جمعیت هلال احمر، بیمارستان با عناوین خاتم الانبیا (ص) و عبدالحمید امیدوار و اینک دانشگاه آزاد اسلامی اوز اشاره کرد.
فراتر از وظایف سازمانی رسمی، سازمان های غیررسمی (انجمن محلی، هیات فوتبال، مطبوعات، انجمن علمی و فرهنگی و …) که بعضأ خود از تشکیلات زیادی برخوردار بودند.
در این مقاله، نوشتار پیرامون سازمان رسمی است، هر چند حضور در سازمان های رسمی مستقیم و غیر مستقیم برای سازمان های غیر رسمی منافع نیز در برداشته است.
اولین حرکت برون مرزی نویسنده این سطور در فروردین ماه ۱۳۵۷ با همراه داشتن دفترچه حساب در گردش با موجودی ده هزار تومان بود که به سهولت امکان برداشت در هر نقطه از ایران و جهان که بانک صادرات شعبه داشت، قابل برداشت و یا تبدیل به پول رایج کشورخارجی بود- به کشور کویت صورت گرفت.
میزبان و حامی سفر، برادران محمد و محمد امین خضری بودند ولی روحیه اجتماعی نگارنده سبب شد، با همراهی حبیب محمد امین خضری، به دیدار و ملاقات همشهریان ساکن و شاغل رسیده و در خصوص زادگاه گفتگو و به تبادل نظر پردازد.
گردهمایی ارزشمند اجتماعی در کارگاه بلوک زنی مرحوم محمدشریف و عبدالرحمن خضری، حاصل مراودات ۱۵روزه حضورم درکویت بود.
می شد حدس زد بالغ بر یکصد نفر به فراخوان جواب مثبت داده بودند.
عوامل اجرایی همایش حبیب خضری، فاروق ضیایی و ابراهیم یزدانی بودند.
غرض از تشکیل نشست اطلاع رسانی در خصوص شهر و بیمارستان که آن زمان با نام بیمارستان ۲۰ تخت خوابی امداد و زیر مجموعه جمعیت شیر و خورشید سرخ (جمعیت هلال احمر کنونی) و بیان نیازها بود.
راقم صحبت مفصل و شاید طولانی کرد. برای جوانی ۲۶ ساله و خارج از کشور لازم بود برای اجتماعی شدن و تاثیرگذاری از شناخت های جامعه شناسی برخوردار بوده باشد که سخنران برای پرهیز از لکنت زبان و سخن طولانی بتواند، هنر خوانش، روحیه مخاطب و غیره داشته باشد.
در آن شب بیاد ماندنی که امکان دارد کمتر به آن پرداخته شده باشد کمک های مالی برای خرید یک دستگاه آمبولانس شروع شد و از فردای آن روز مرحوم احمد امیدوار تمام وقت و چند روز بعد، مرحوم محمدزمان رافعی نیز نویسنده این یادداشت را نزد اشخاص معرفی و همراهی کردند.
ویژگی مرحوم رافعی به گونه ای بود که ولو ۱۰ دینار کویتی وصول نمی شد، حاضر به ترک مغازه نبود. به عبارتی حرف وی خریدار داشت.
این سه نفر حبیب خضری، مرحوم احمد امیدوار و مرحوم محمدزمان رافعی به اتفاق یا فردی روزانه نگارنده را تنها نگذاشتند و احتمالا مبلغی معادل چهار هزار و پانصد دینار کویتی اعانه جمع آوری شد.
و یک دستگاه آمبولانس جمس آمریکایی از نمایندگی، شرکت آمریکایی احتمالا به بهای پنج هزار دینار خریداری و ۵۰۰ دینار کسری با نفوذی که مرحوم رافعی نزد بهبهانی، مدیر نمایندگی شرکت، داشت، تخفیف گرفت و آمبولانس به ایران فرستاده شد.
برای ترخیص آمبولانس از گمرگ خرمشهر فقط با ارایه نامه ای از معاونت امدادی جمعیت شیر و خورشید سرخ وقت و بدون کمترین تشریفات زاید اداری، امکان پذیر شد.
آمبولانس با رانندگی عبدالرحمن خضری که سال ها به بیمارستان و دردمندان خدمت کرد به اوز آورده شد.
حضــــور در کویت فرصتی به وجود آورد تا در مهمانی منزل عبدالحمید امیدوار پیرامون شهر صحبت شود.
امیدوار در میان سخنان، تمایل خود را به ساخت مرکزی عام المنفعه بیان کرد و خواستار ارایه نظر از سوی مهمانان شد.
نگارنده که شاغل بیمارستان و در جریان تلاش حاضران مضاف بر نامبردگان قبلی، فاروق ضیایی، محمد و عبدالعزیز برادران نیز پیشنهادهایی ارایه داد.
درج چنین خاطراتی که ادامه خواهد یافت در راستای فواید ارتباط و تعامل با یکدیگر، معرفی و ماندگاری نیکوکارانی است که در مقاطع مختلف زمانی منشا خلاقیت و حرکت سازنده بوده اند.
یاد آنانی که رفته اند، گرامی و جاودانه باد و کسانی که هستند، سالم و پویا باشند.
«با تشکر از همکاری فاطمه الهامی، یونس امیدوار و محمد خضری در تهیه تصاویر»
عبدالعزیز خضری، مدیر مسئول فصلنامه با پیام دانش اوز
منبع: فصلنامه با پیام دانش اوز، شماره هفتم
لینک کوتاه:

آقای خضری شما نبایست از بیمارستان میرفتیددورانی که ایران دکتر عمومی نداشت در بیمارستان اوز بهترین متخصص کار میکردندبیمارستان اوز از هرجا بیمارداشت واز روزیکه رفتید بیمارستان حال و روز خوش نداردو برای همین کامنتی در خبری گذاشتم که مردم شهرنباید شمارا بسادگی از دست بدهند کسیکه کرامت اشخاص در ۴۰ سال قبل را نگداشته و بیاد میاوردمدیری عادی نیست دونفر ازاین اشخاص در قید حیاط نیستند تا ببینند بیمارستان دیگر آن بیمارستان دهههای قبل نیست من دربیمارستان بودم ودر جریان همه خصلتهای انسانی و مدیریتی آقای خضری هستم وآنموقع هم نباید میگذاشتند ایشان بعداز بازنشستگی از بیمارستان میرفتند
بیمارستان اوز را دریابید بیمارستان امیدوار اوز در حال حاضر با کمبود پزشک متخصص مواجه است. در گذشته این بیمارستان در هر رشته ای دارای دو پزشک متخصص بود، که پزشکان پیوسته در بیمارستان و درمانگاه حضور فعالی داشتند. و کمتر شاهد تعطیلی بخش های درمانی به دلیل کمبود پزشک بودیم. اما متاسفانه در حال حاضر به طور مثال در بخش سی سی یو حداقل ۷ روز در ماه پزشک حضور ندارد. دلیل آن هم مشخص است چون تخصص این بخش (کاردیولوژیست) طرحی بوده و درباره ۲۳ روزموظف به حضور و خدمت در بیمارستان است. از دیگر کمبودها می توان… ادامه »