دانشگاه های اوز می توانند بستر های پیشرفت جامعه را بسازند
شهر اوز با وجود داشتن مراکز آموزش عالی می تواند با کمک به بالابردن سطح علم و دانش عمومی ساختار بسترهای پیشرفت جامعه را بسازد. کشوری می تواند پیشرفت و اهداف والای خود را دنبال نماید که تمام افراد آن با دانش و علم خود در کنار درایت و تجربه، جامعه خود را رو به پیشرفت ببرند، و این بدان معناست که افراد جامعه با حضور دلسوزانه و دانش خود بتوانند نخست، خود را در شرایط گفتگوی عادلانه و خردمندانه با افراد یک جامعه و مسئولان قرار دهند و دوم، همگام با مسئولان و خیرین در بسترسازی جامعه (اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی) گام بردارند.
حال، برای ورود به این مشارکت نیاز به یکی از پتانسیل هایی است که می توان آن را سرلوحه هر تحولی نامید و آن غلبه علم و دانش بر جهل و نادانی است. باید دانست که دانشگاه ها و مقاطع عالی ما می توانند این شرایط و بستر را برای پیشرفت یک جامعه رقم بزنند. حال، در این راستا، می توان گریزی زد به یادداشت های روز دکتر هادی خانیکی در زمینه نقش دانشگاه در توسعه:
دانشگاه علاوه بر تولید دانش و آموزش و پژوهش، نقش و کارکرد تاثیرگذاری بهعنوان عقل منفصل و نقاد جامعه دارد که باید آن را شناخت و در خدمت ایجاد یک نظام اجتماعی آزاد، عادلانه، اخلاقی و در عین حال رو به پیشرفتهای همه جانبه قرار داد. ایفای نقش دانشگاه به منزله عقل نقاد جامعه، بیش و پیش از هر چیز نیازمند به رسمیت شناختن جایگاه و منزلت آن و توجه به حقوق و حرمت دانشگاهیان و دانشجویان است.
اندیشهها و مشربهایی که تنها خود را مالک حقیقت میدانند و نقد و ارزیابی چگونگی اراده جامعه را مخل قدرت و نظمهای سنتی قلمداد میکنند و در فضاهای بسته و محدود و یا منفعل و خاموش دانشگاه برای خود نقش بیشتری قائل هستند، معمولا در صف نخست تضییعکنندگان حقوق و حرمت دانشگاهیان و دانشجویان جای دارند. البته، تاریخ تحولات دانشگاه در ایران به وضوح نشان میدهد که امکان تسلط و مداخله تمرکزگرایانه قدرت سیاسی در این نهاد هیچگاه به صورت تام و تمام وجود نداشته و ندارد. پس باید به جای آن، استقلال دانشگاه، آزادیهای آکادمیک، توسعه علمی و ضرورتهایی از این دست را ارج نهاد که غفلت از هر کدام از آن ها به منزله از دست دادن فرصتهای تاریخی برای پیشرفت همهجانبه کشور است. این سخن به آن معنا نیست که نهاد دانشگاه در ایران همواره توانسته نقش اجتماعی خود را ایفا کند یا دانشگاهیان و دانشجویان همهوقت توانستهاند کنشگرانی فعال و تاثیرگذار باشند. این سخن، به معنای بازاندیشی در فهم دانشگاه و ضرورت به رسمیت شناختن جایگاه و نقشهای چندگانه آن از سویی و نقشآفرینی فعالانه دانشگاهیان و دانشجویان در عرصههای عمومی از سوی دیگر است. دانشگاه نهتنها در قلمرو توسعه علمی بلکه در حوزههای عام توسعه یک نهاد در عرض نهادهای دیگر جامعه نیست.
دانشگاه یکی از مهمترین نهادهای تولید معرفت است که با حساسیت نسبت به مسایل «جامعه سیاسی» «جامعه مدنی» و «جامعه اخلاقی» میتواند سهم موثری در توصیف و تبیین آن ها داشته باشد. امروز دانشگاهها و کارکردها و ناکارکردهایش نهتنها در مقیاس آکادمی بلکه در دو مقیاس نهاد وابسته فرهنگی و نهاد موثر مدنی مورد توجه است. از اینرو، باید دید که بازوی معرفت و روند تولید آن در دانشگاه تا کجا و چگونه با جامعه مدنی و جامعه سیاسی ایران پیوند ارگانیک دارد. گفتوگو و کنش فعال میان سه نهاد دانشگاه، فرهنگ و جامعه بر سر مسایل مشترک در ایران همواره دشوار بوده است.
حاصل این دشواری عدم توازن پیوند میان دانشمند، روشنفکر و سیاستورز ایرانی است. در گذرگاه و بزنگاه سخت جامعه ما معمولا گریز از نگاه مشترک در مسایل مبتلا به، پیش از کنش در باب آن ها به چشم میآید. در گذارهای دشوار جامعه ما به سوی دموکراسی پناه بردن به دیوار بلند هر یک از این سه حصار و ترجیح چه نباید کرد بر چه باید کرد رواج بیشتری داشته است.
دانشمندان غیرروشنفکر و غیرسیاسی، روشنفکران غیرآکادمیک و گریز از سیاست و سیاستمداران ضدروشن فکر و ضدآکادمی در این سه حوزه چهرههای متعارفتر و پرشمارتر نخبگانی بودند که خواستهاند این سه عنصر را در ناپیوندی با یکدیگر بپیمایند. برای عبور از این گسستگی و مقابلههای زیانبار راههای گوناگونی در عرصه نظر و عمل مطرح بوده و است.
یکی از مرسومترین آن ها توسعه علمی و تلاش برای تحقق آن است. توسعه همهجانبه با توسعه علمی آغاز میشود. یعنی، اگر علم توسعه یابد فرهنگ و سیاست هم توسعه مییابد و نو میشود. سیاست و مدیریت دنیای جدید، سیاست و مدیریت علمی است. هم چنان که فرهنگ و معرفت نیز وامدار دانشهای جدید هستند.

ساسان پیرزاد، دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی اوز
لینک کوتاه:
متاسفانه درشرایط فعلی. جامعه. ایران. دانشگاهای ما. به. مزکزی. برای. صادر کردن. مدرک. تبدیل. شده. اند ودانشجویانی. تک. بعدی وبدور. از. اطلاعات. اجتماعی. وبینش. سیاسی. واجتماعی. تربیت. میکنند. که. به. وصوح. پیداست که. اغلب. دربهترین. شرایط فقط. در رسته. تحصیلی. خودشان. کار امد. هستند. ومانند. دانشجویان. دانشگاهای قدیم افرادی. با سواد. وبافرهنگ. ودارای. اطلاعات. جامع وکامل. نیستند. به. خصوص. در شهرهای. کوچک. که. این. نقیصه. بیشتر. دیده. میشود. وفارغ. التحصیلان. این. قبیل. دانشگاهها. چندان. تاثیر. بر. جامعه. خود. ندارند
جناب پیرزاد اشاره کردند که مردم باید با مسئولان و خیرین همگام گردند.این وسط نقش جوانان و افراد با دانش فنی و افراد غیر مسئول و آنهایی که بضاعت خیر کردن ندارند و ورزشکاران و… چه می شود؟