
هیچ کس را بر دیگری برتری نیست و
تفاخر در لغت به معنی بر یکدیگر فخر کردن ، به یکدیگر نازیدن و به خود نازیدن است.
متأسفانه صفت تفاخر در برخی از انسانها به چشم می خورد و در برخی موارد آنقدر این صفت در فرد رشد می کند که بخشی از شخصیت وی می شود ، در علم روانشناسی برخی از عادت ها تبدیل به صفات می شوند و گاهی این صفات آنقدر در فرد ریشه می دواند که جزئی از شخصیت او می شود ، انسانی که تفاخر می کند دچار ایستایی شده و تبدیل به مرداب می شود ، و این از خصوصیات انسان است که قرار گرفتن در کنار مرداب را نمی پسند و به خودی خود از او دوری می کند.
در مقابل کلمه تفاخر ، تواضع و فروتنی قرار می گیرد و هر که دارای این ویژگی باشد چون رودی است که به اقیانوس ریخته شده باشد و رودی که به دریا ریخته شود دیگر صدایی نخواهد داشت ، آرام و بی صدا
گاهی تفاخر می کنند از ثروت امتحان بزرگ پروردگار ، غافل از اینکه این ثروت امانتی است در نزد بندگان خدا از سوی یگانه پروردگار احدیت
مال و ثروت می تواند راه گشای برخی از مشکلات انسان باشد اما گاهی ثروت می تواند مایه ی فتنه و تباهی شود.
در قسمتی از یک کتاب روانشناسی با عنوان ” دانشمند جوان ” خواندم که فرزندانی که ” نه ” نشنیده اند
و همه چیز در زندگی برایشان مهیا بوده است به جایی نمی رسند.
گاهی وقتها پدر و مادرها فکر می کنند باید بخاطر داشتن ثروت تمام امکانات را در اختیار فرزندان خود قرار دهند اما از این نکته ی مهم غفلت می ورزند که شاید در آینده فرزندانی خود خواه و راحت طلب تربیت کنند.
گاهی وقتها داشتن یک مدرک تحصیلی و یا جایگاه اجتماعی می تواند سبب غرور و تفاخر شود که این هم می تواند به عنوان یک صفت نکوهیده شناخت ، البته داشتن ادب و نزاکت و تبدیل شدن به یک شخصیت علمی و مشاهده آن در رفتار نمی تواند بیانگر تفاخر و تکبر خود برتر بینی باشد.
تفاخر به حصب و نصب نیز بسیار نکوهیده و غیر قابل قبول می نماید در جایی خواندم تنها گروهی که پاکی نسلشان به ذریه پیامبر ( ص ) برسد برتری دارند و آنان که دارای تقوای باطن باشند.
شناخت انسان فقط از جانب پروردگاه است ، در هر انسان هزار توپی وجود دارد که فقط پروردگار از آن آگاه است.
یادمان باشد هر گاه مورد ستایش کسی قرار گرفتیم ، بگوییم پروردگارا تنها از من تعریف میکنند تو مرا نزد خود عزت بخش و دستانم را در دستان خود قرار ده ، زیرا پروت درونی
اینکه احساس کنم تو خود دوستم داری.
خداوندا ! به من بیاموز که بهترین باشم ولی بهتر بودن خود را باور نکنم زیرا می ایستم و قدرت حرکت از من گرفته خواهد شد.
عصر اوز
شهربانو رحیمی-کارشناس روانشناسی عمومی
دیدگاه بگذارید
مقاله قشنک وزىباىى بود
مطلب بدی نیست ولی بهتربود با خصوصیات منطقه و مردم اوز نوشته میشد
جمله زیبایی بود خواهرم…یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بربخورد.
ازمقاله زیبای شما لذت بردم. جمعی در انتظارند که پیشوایی ظهور کندو آنان رابه راه راست هدایت کند. حال آنکه پیشوایی مهمتر از عقل وخرد نیست .خوبست همه اورا فرمانبری کنیم.
ممنون
مطلب قشنگی بود
خیلی مقالتون قشنگ بود.دلم برات تنگ شده معلم عزیزم منم راحیل رحیمی بیشابیش روزمعلم رابه شماتبریک میگویم